خدیجه کبری ام المومنین
ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳

یاهو 

بانک رفتن به گوش می‌رسد و بوی مرگ به مشام.

از اریکه بودن باید برخاست، طومار آرزوها در هم پیچید و در بوته وداع به آتش غفلت و ندامت سوزاند.

چشمان در لحظه‌های آخر به دنیای پیشرو گشوده شود، اهتزار فرا می‌رسد.

ای دریغا؛ ای دریغا که انگشت حسرت به دندان گزیدن تلخ‌ترین مزه را به کام می‌ریزد. فرصت‌ها به پایان می‌رسد باید دل از هر آنچه بدو تعلق دارد، برداشت و به آنچه وابسته است، برکند.

شتاب و سرعت گذر زمان مشهود است، باور رفتن نزدیک و نزدیکتر می‌شود و ناگهان اختیار سلب، متعلقات و مالمیک‌ها فسخ می‌گردد. آن گوهر حیات و جان شیرین قبض و جسم مثالی را چون برق سریع و بلادرنگ بدون لحظه‌ای تاخیر می‌برند.

چگونه و کجا؟!

و چون آفریننده ستار است، هیچ کس نمی‌بیند ماموران قبض روح چگونه برخورد می‌کنند. داورانی به انتظار، کارنامه‌ها را گشوده‌اند و بازپرسان سوالات فراموش شده به یاد می‌آورند و ذهنمان را بیدار می‌سازند.

استقبال به میزان قدر و منزلتی است که برای خود کسب نموده‌ایم.

یا با سلام و تحیت و یا با خشم و غضب ما را تا برزخ و در آنجا همراهی می‌نمایند.

حسن کار در آن است که حتی ذره‌ها را از بد و خوب به حساب می‌آورند. مظلومی را که ظلمی بر او رفته در دادگاه محاکمه حاضر کنند، همچنان که اگر بر تو ستمی رفته به جلسه محاکمه ظالم برای تظلم‌خواهی برند. و....

 

حاج حسن پورشبانان

 

نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳

یاهو

هیچ فرصتی زیباتر، ارزشمندتر و گرانبهاتر از آن لحظاتی نیست که عملا نماز را به ظهور برسانیم، به سراغ مستضعفی رفتن و با دلجویی لبخندی بر لبانش نشاندن، این است بهشت.

 

حاج حسن پورشبانان

 

نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳

یاهو

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد 

حکایتی از ابوسعید ابوالخیر:

آورده‌اند که در خدمت او دو مرد بوده‌اند، که یکی را دو دستار بود و دیگری را دستار بر سر نبود. و بر دل آن کس که دو دستار داشت گذشت، که یکی از آنها را به آن دیگری بدهد، سپس چیزی او را از این کار باز داشت. تا اینکه سه بار چنین شد. پس شیخ سلطان ابوسعید ابوالخیر را گفت: آنچه در خاطر ما می گذرد، از خداست یا از نفس ما؟ گفت: اگر برای نیکی باشد از سوی خداست و درباره دستار بیش از سه بار سخن نمی‌گوید. 

شیخ سلطان ابوسعید ابوالخیر رحمة اله علیه از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در اول محرم ۳۵۷ قمری در میهنه متولد گردید. میهنه، زادگاه و محل دفن ابوسعید ابوالخیر، ناحیه‌ای بین سرخس و ابیورد، اکنون شهرکی در خاک ترکمنستان در ۱۳۰ کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد، مقابل چهچهه در خاک ایران است. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته ‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و خیام  قرار می‌گیرد، بی‌آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی در صدر متفکران این قلمرو پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و تداوم حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده ‌است. او تمام عمر خویش را در تربیت مریدانش سپری کرد. نوهٔ شیخ ابوسعید ابوالخیر، محمد منور، در سال ۵۹۹ کتابی به نام اسرار التوحید دربارهٔ زندگی و احوالات شیخ نوشته‌ است. ابوسعید عاقبت در میهنه در شب آدینه 4 شعبان سال 440 قمری، درگذشت.

 

آرامگاه ابوسعید ابوالخیر

کتاب سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر اثر استاد سعید نفیسی یکی از آثار در مورد این عارف نامی ایران زمین می‌باشد. که بمنظور بهره‌مندی دوستان عزیز جهت دانلود قرار گرفته است. امید است که مورد استفاده دوستان و علاقه‌مندان ایشان قرار گیرد.

 

 

 

نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳

یاهو

                                                                                                               

و فرمودند :

مبعوث شدیم و ماموریت یافتیم تا خداوند را به مردم معرفی کنیم؛

آمدیم تا مردم را با راهنمایی‌هایی که از سوی خداوند دریافت می‌کردیم به کمال برسانیم ؛

آمدیم تا مردم را با هم مهربان کنیم و به آنها بگوییم شما از یک خداوند و از یک گوهر آفریده شده‌اید.

 آمدیم تا کینه‌ها را از دل‌ها دور کنیم و همه را در یک مسیر قرار دهیم؛

 آمدیم تا بگوییم خدای ما خدایی است بخشنده و مهربان؛

خدایی است که هر آنچه اراده فرماید انجام خواهد شد؛

خدایی است که آسمانها را آفریده است و جز قدرت او هیچ قدرتی در عالم چنین توانایی ندارد؛

آمدیم تا بگوییم هر آنچه در عالم است مخلوق اوست؛

آمدیم تا بگوییم کسی نمی‌تواند با او ستیز و جنگ نماید. و هرکس بخواهد با خداوند بجنگد مغلوب خواهد شد؛

آمدیم تا بگوییم هرکس با خداوند پیمان دوستی بست؛

       از برکات او

            و از رحمت‌های او

                    و از نعمت‌های او

                             و از قدرت‌های او

                                         و از علم او برخوردار خواهد شد.

و هرکس با خداوند پیمان دوستی بست؛

      و هرکس از خداوند دفاع کرد،

            و هرکس خداوند را یاری نمود،

                   خداوند هرگز او را از خود دور نخواهد کرد.

آمدیم تا بگوییم به خداوند بگروید و به ریسمان محکم خداوند چنگ بزنید و مبادا فریب شیطان، شما را از خداوند جدا کند.

 

رحلت جانگداز آن ناجی و پیام آور خاتم که با حسن رفتار، صدق گفتار، نکوئی اخلاق،حلم و شکیبایی و سیرتی منور و تابنده در مقام برگزیده خداوند طی بیست سال، یکتاپرستی و اخوت را جایگزین شرک، جهالت، سبعیت و خونریزی نمود؛ بر پیروان صدیقش تسلیت باد.

الهم صل علی محمد و آل محمد

حاج حسن پورشبانان

 

نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳

یاهو

اگر هر سالک و پوینده‌ی راه خداوند، خود را در جهت و راستای فرامین الهی قرار دهد، می‌تواند فراتر از آنچه در توانایی‌های

جسمی،

           فکری

                   و روحی

او می‌باشد به انجام رساند و در مسیر پیشرفت قرار گیرد.

اما شرط مطلق این پیشرفت، فرمانبرداری و هم‌سویی مطلق با فرمایشات خداوند متعال است.

و بالاترین فرمان خداوند قرآن کریم می‌باشد 

که آخرین،

          کاملترین

                      و زیباترین

                                    قالب بندگی  را در خود دارد. 

 

حاج حسن پورشبانان

 

نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳

یاهو

سلام بر حسین بن علی(ع) مفسر کبیر توحید و منادی با صلابت لا اله الا الله.

سلام بر حسین بن علی(ع) مدرس مکتب عشقبازی و عشق و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع) مقتدای آزادگی و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع) قائد حماسه‌ی شورانگیز کربلا.

و سلام بر دوستداران راه حضرت حق و همراهان حضرت سید الشهداء، از کبوتر پر و بال به خون نشسته‌ی علی اصغر تا پیر فرزانه حبیب بن مظاهر.

 دشتی مملو از خوشه‌های گندم  را در نظر بگیرید. در بین‌ آن همه خوشه‌ی گندم، خوشه‌ای از همه کشیده‌تر، رعناتر و زیباتر است که باعث جلب توجه بینندگان می‌شود. اما این خوشه گندم با همه زیبایی و جلب توجهی که دارد، ثمره‌ی آن همان هفتاد عدد دانه‌ی گندم است. چراکه برای دانه‌ی گندم اینگونه تعریف شده تا برای رشد و نمو خود از آب، خاک و نور خورشید استفاده کند و در هر حال هفتاد دانه گندم به بار بیاورد.

خداوند نیز برای انسان‌ها هدفی از کمال و رشد را قرار داده است؛

 تا با نور ایمان،

                 خاک معرفت و

                                   آب چشمه‌ی زلال اخلاص خود را به کمال رساند.

ولی تفاوت انسان‌ها در این است که هیچ محدودیتی در رشد و ثمره‌ی آنها نیست.

یعنی هر چقدر تلاش، کوشش و حرکت رو به جلو انجام دهند، راه بیش از پیش باز شده و دریچه‌های رحمت الهی گشوده‌تر می‌شود. پس چه بسیارند افرادی که در این مسیر گام نهادند و با دیدن درهای رحمت الهی تشنه‌تر شده و گام‌ها و قدم‌هایشان را رو به جلو استوارتر و محکم‌تر برداشتند.

 درود و رحمت الهی بر رهروان و دوستداران این راه از حضرت جرجیس نبی(ع) تا سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا (ع) و اصحاب وفادارش.

 

حاج حسن پورشبانان

 

 

مطالب قدیمی تر »
خادمین حضرت خدیجه
مهم نیست که قفلها دست کیست! مهم این است که همه‌ کلیدهادست‌ خداست
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


  RSS 2.0