بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ -  الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ

وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ

سوره‌ی مبارکه ملک آیات 1و2 

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی 

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی

همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

 ای فضل خوش چو جانی وز دیدهها نهانی

اندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدی

 ای گل چرا نخندی کز هجر باز رستی

ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی 

ای گل چمن بیارا میخند آشکارا

زیرا سه ماه پنهان در خار میدویدی

 ای باغ خوش بپرور این نو رسیدگان را

کاحوال آمدنشان از رعد میشنیدی 

ای باد شاخهها را در رقص اندرآور

بر یاد آن که روزی بر وصل میوزیدی

 بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان

شادند، ای بنفشه از غم چرا خمیدی

 سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی

چشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی 

مرگ زمستان با شروع بهار و با شکوفایی شکوفه‌ها در سطح صحراها و بیابان‌ها و از دلِ سنگ‌ها حکایت از قادر توانایی می‌کند که ملک هستی همه به دست اوست. او قادر توانایی است که از دل سنگ سبزه و انواع طلا و جواهرات و معدنی‌ها را بیرون می‌آورد و اینها همه را از پیش خلق کرده و تدبیر نموده تا انسان امروز از وجود این نعمت‌ها بهره‌مند گردد. بهار حکایت از قدرتی می‌کند که جان می‌دهد و همچنان که فرموده‌اند: بنگرید چگونه درختان مُرده و بی‌برگ دوباره زنده شده و حیات می‌یابند، و ای انسان تو نیز به هوش باش که اینچنین تو را زنده می‌کنیم و به محشر می‌آوریم. من خدای تو و آفریننده‌ی تو بسیار رحمان و رحیمم. من خیرالرحمینم. من خدایی هستم که از قبل نعمت‌های فراوانی را برای تو منظور داشته‌ام. من از هر مهربانی بر تو مهربانترم. بیا به سوی من و مرا بشناس که من خدای توام. اگر به من نزدیک شوی از نعمت‌های بیشتر و از قدرت‌های فراوان من برخوردار خواهی شد. من تو را خلق نکرده‌ام که به جنهم ببرم و خدایی نیستم که تو را به آتش بسوزانم. من تو را آفریدم و از روح خود در وجود تو گذاشتم و از تو خواستم این امانت را همچنان سالم به من بازگردانی. با وجود این امانت و سالم نگه داشتن این امانت است که تو مقام می‌یابی و اگر خود را آلوده کنی، راهی به بارگاه من پیدا نخواهی کرد. من مهربانتر از آن هستم که تو تصور می‌کنی. همچنان که درختان مُرده و دانه‌های خفته در زیر زمین را در زمستان مجال ماندن می‌دهم تا در بهار رویش کنند، تو را نیز که به زیر خاک رفتی باز در محشر می‌آورم و زنده می‌کنم. مرحبا بر تو ای بنده‌ی من که آنچه را که صلاح تو و خیر تو بود و برای تو در استوارنامه‌ای به نام قرآن کریم بیان کردم اطاعت کردی. من خیر تو را می‌خواهم. من صلاح تو را می‌دانم و تو را به اعلی‌ترین درجه می‌رسانم، به شرط آنکه آنچه را خیر توست انجام دهی و به حال خود دلسوز باشی و به حال خود رحم کنی.

از بهار و تحویل سال چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ آیا ما بایستی از این زیبایی‌ها و از این دگرگونی‌ها استفاده کنیم یا از طبیعت کنار بکشیم؟ البته که ما نباید از طبیعت جدا شده و دنیا را رها کنیم و نه آخرت را فراموش کنیم. خداوند این طبیعت زیبا و گل‌ها را برای چه کسی آفریده است؟ خداوند این زیبایی‌ها و این طبیعت و گل‌ها را آفریده‌اند که انسان در آن پا گذاشته و از آن بهره گیرد و بداند که این طبیعت و زیبایی‌ها و نعمت‌های خداوند همه وسیله‌ای برای بهره گرفتن ما نسبت به آخرتمان می‌باشند و نبایستی به آنها دلبستگی و وابستگی پیدا کنیم، که این بد است. اگر این دنیا و زیبایی‌هایش بد بودند خداوند هرگز آنها را نمی‌آفرید.حضرت علی(ع) مولای متقیان می‌فرمایند: چنان زندگی کن که گویا برای همیشه زنده‌ای و نخواهی مُرد و چنان به فکر آخرت باش که گویا آخرین نفس‌ها را می‌کشی. پس همواره با آمدن بهار از لذائذ بهاری و نعمت‌های خداوندی می‌بایست استفاده کنیم و در رابطه با آخرتمان به اندیشه باشیم که ما به یک سرایی خواهیم رفت که آن سرا بسیار از این دنیا بهتر و باقی‌تر است (وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَاَبْقَی). به امید آنکه همراه با بهار دلهایمان بهاری باشد و آن نسیم بهاری از سوی پروردگار عالم بر دلهایمان بتابد. و اگر که بیان کردیم "یا محولالحول و الاحوال" ، این تحویل حال در ما انجام گیرد. ان‌شاءالله. 

گزیده‌ای از سخنان حاج حسن پورشبانان

 



تاريخ : یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : خادمین حضرت خدیجه | نظرات ()

به‌نام جان آفرین

السلام علیک یا رسول الله

 

آن روزگاران یعنی دوره‌ی جاهلیتِ اعراب که افراد بر سر قطره‌ی آبی خون همدیگر می‌ریختند و دختران خود را از ترس گرسنگی زنده بگور می‌کردند، اراده‌ی خداوند بر این تعلق گرفته بود که برای انسان منجی و راهنمایی بفرستد. محمد را آفرید و او را در خانواده‌ی شریف و در دامن انسانهای پاک پرورانید. او را با مصائب آشنا کرد و ندایش کرد. محمد خدا را دوست می‌داشت و خداوند محمد را. محمد ملتمسانه خدا را صدا می‌کرد و خداوند مهربانانه ندای او را پاسخ می‌داد.خداوند دل او را قوی داشت، پشتش را به پشتیبانی خود محکم نمود و زبانش را گویا فرمود. خداوند او را یاری نمود تا یاری دهنده‌ی مردم باشد، قدم‌هایش را محکم و استوار گردانید تا بر زورگویان مستولی گردد، قلبش را رئوف و مهربان کرد تا دل دردمندان را بدست آورد. با آمدن محمد ایثار و فداکاری، از خود گذشتگی و همنوع دوستی جایگزین همه‌ی قتل و غارت‌ها شد. محمد آمد و شهد شیرین زندگی را به انسانهایی که جز تلخی نچشیده بودند چشانید و معنی زندگی را به انسانها فهمانید. کسی جز او نمی‌توانست که این بار سنگین را بر دوش بگیرد و به این خوبی بمنزل برساند. پیامبر رسالتش را انجام داد، خدا و راه خدا را به مردم نشان داد و ادامه‌ی این راه را بدست مسلمانان سپرد تا راهنمای نسلهای بعدی باشند و اکنون ما که وارث این رسالت هستیم خدا را سپاس میگوئیم و شکر او را بی‌حد بجا می‌آوریم که راهیِ این راهمان کرد. از حضرتش می‌خواهیم که در این راه ما را یاری فرمایند و به ما نصرت عطا نمایند تا وظیفه‌ای را که بر دوش داریم به نحو احسن انجام دهیم. و گوشه‌ای از سپاسمان آن است که یاد پیامبر بزرگش را گرامی داریم و زحمات بی‌دریغش را ارج بنهیم و بر او همواره درود بفرستیم که او لایق درودها و تهنیت‌های خداوند است. و او متواضع‌ترین همه بندگان خدا بود.

<<الهم صلعلی محمد و آل محمد>>

 حاج حسن پورشبانان



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٦ | ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : خادمین حضرت خدیجه | نظرات ()

به‌نام جان آفرین

پند استاد

...دوستی را انتخاب کن که تو را سوای موقعیت، مقام، زیبایی، ثروت و نام و رسمت دوست بدارد، دوستت دارد بخاطر آنکه بنده خدایی و بخاطر انسانیت، نه هیچ چیز دیگر!

انس با قرآن، البته نه در حد صرف و نحو بلکه در حد درک مفاهیم و بعد انجام رهنمودهایش را جزء اهم برنامه‌های زندگی خود منظور بنما.

از آنچه حلال و مباح گردیده، خوراکی‌ها، پوشیدنی‌ها، زینت بخش‌ها و زیورآلات بهره‌گیر، ولی با گناه و ناصواب نیالا که چون زرده تخم مرغی باشد که با ذره‌ای خون آلوده گردد.

هرگز از این گفته " خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو" پیروی مکن که بسی ناحق و ناهنجاریهایی که بین افراد عادت گشته و انجام آنها را خداوند سبحانه و تعالی نمی‌پسندد.

حق را بگو و در بیان آن و شهادت به حق بیم نکن که امر و سفارش حضرت حق جل جلاله چنین باشد.

حرمت پدر و مادر و استاد واقعی را در حد اعلا نگهدار که آن نیز امر و توصیه معبود و آفریدگارت عزوجل می‌باشد.

سخاوت، گذشت و جوانمردی پیشه ساز، حق دیگران محترم شمار و بر دیگران ظلم و تعدی روا مدار.

در زندگیِ دیگران تجسس مکن و در غیاب آنان قضاوت روا مدار. سخن به ناحق مگو و در آنچه علم و یقین نداری اظهار نظر مکن که چون با او رویارو قرار گیری شرمنده و بی‌مقدار گردی.

نسبت به داشت و دارائی و آنِ دیگران بخیل مباش، که هر که را بر اساس تدبیر و حکمت سهمی مقرر است.

و امّا کلام آخر، همواره بیاد آخر کار و آخرت باش که آن سرای جاوید و همیشگی است و این دنیا کوتاه و ناپایدار و فریبنده و بی‌وفا، نامهربان‌ترین مادری که فرزندان خود را می‌بلعد و رحم در قاموسش معنی و مفهومی ندارد. 

 حاج حسن پورشبانان

 

 

 

پند استاد  قسمت اول

پند استاد  قسمت دوم

 

 

----------------------------------------------------------------------------

دوستان عزیز،  فایل مناجات  وبلاگ در اینجا جهت دانلود قرار دارد. به امید آنکه از آن بهره‌مند گردید.

حجم فایل  ۹۳۲

 



تاريخ : دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : خادمین حضرت خدیجه | نظرات ()
  • تک بـــاکس | خوب تـــریــــن ها