خدیجه کبری ام المومنین

ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم
 
انسان...
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

 به‌نام جان آفرین

انسان 

 

انسان، عصاره‌ خلقت و مکمل هستی.

انسان، نقطه عطفی درهستی.

انسان، موجودی سرآمد همه مخلوقات.

انسان، صدفی دراقیانوس هستی که گوهر جان در خود دارد.

انسان، مجموعه‌ای حیرت انگیز و بسیار پیچیده.

انسان، موجودی که اکثر مخلوقات به برکت او آفریده شده‌اند.

انسان، کتابی قطور، عمیق، شگفت آور و ناخوانده.

انسان، اشرف مخلوقات که ناسوتیان دانشمند، کائنات فشرده‌اش خوانند.

انسان، آفریده‌ای که آفریننده‌اش خود را تحسین کرد.

انسان، موجودی که اسفل السافلین تا اعلی علیین جولانگاه اوست.

انسان، صندوقچه‌ای که اسرار و مکنوناتی چون عقل، اندیشه، غم ، عاطفه و....

انسان، موجودی که بی حقیقت خود حیوانی بیش نیست.

 

                         حاج حسن پورشبانان 


 
شام آخر...
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

عیسی(ع) درشام آخر، دو نفر از حواریانش را بایک جمله و با یک لحن مشابه متهم کرد. عیسی(ع) گناهانی را که هر دو آنها در آینده مرتکب می شدند، پیش بینی کرد.

یهودای اسخریوطی به خود آمد و خود را محکوم کرد.

پطروس نیز پس از سه بار انکار تمام اعتقاداتش ، به خود آمد. 

اما در لحظه تصمیم، پطرس مقصود حقیقی پیام عیسی(ع) را فهمید. توبه کرد و ادامه داد، با فروتنی.

می توانست خودکشی را انتخاب کند، اما با حواریان دیگر رو به رو شد و شاید گفت: بسیار خوب، تا بشر هست درباره‌ی اشتباه من صحبت کنید، اما بگذارید اصلاحش کنم.

پطرس فهمید که عشق می بخشد. یهودا هیچ نفهمید.

*
*
*
****

بخشش یک خیابان دو طرفه است. هربار کسی را می بخشیم، خود را نیز می بخشیم . اگر نسبت به دیگران تسامح کنیم، پذیرش اشتباه های خودمان آسان تر است. بدین ترتیب، بدون گناه یا تلخی، می توانیم بهتر به سوی زندگی ره یابیم.

هنگامی که بخاطر ضعف بگذاریم نفرت، حسادت و عدم تسامح در پیرامون ما ارتعاش یابد، سرانجام این ارتعاشات ما را می بلعند.

پطرس از مسیح(ع) پرسید: مولای من ، آیا باید شخص دیگری را هفت بار ببخشم؟ و مسیح(ع) پاسخ داد نه تنها هفت بار که هفتاد بار.

بخشش پرده‌ اثیری را پاک می کند و نور راستین الهی را به ما می‌نمایاند.

     پائولوکوئلیو/ کتاب مکتوب


 
عاشقان عیدتان مبارک باد
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

عید برعاشقان مبارک باد 

عاشقان عیدتان مبارک باد

عید ار بوی جان ما دارد

 درجهان همچو جان مبارک باد

بر تو ای ماه آسمان و زمین

 تا به هفت آسمان مبارک باد

عید آمد به کف نشان وصال

عاشقان این نشان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش

قند او در دهان مبارک باد

عید بنوشت برکنار لبش 

کاین می بی‌کران مبارک باد

عید آمد که ای سبک روحان

 رطل‌های گران مبارک باد

چند پنهان خوردی صلاح الدین

بوسه های نهان مبارک باد

گرنصیبی به من دهی گویم

 برمن و بر فلان مبارک باد

مهربان پروردگار، به پاسداشت مهرورزی تو، روزه گرفتیم و اکنون به نماز فطرت، پاک میرویم و در آبی رحمتت روح و جان می‌شوییم و تن پوش آمرزش بر تن می‌نماییم. 

 عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس، بر میهمانان حضرت حق مبارک باد. 

 

بخاطر بسپاریم عید فطر فقط وادع با رمضان است نه با خوبیها


 
وداع با رمضان
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

 به‌نام جان آفرین

وداع با رمضان

 

 افسوس یکی دو روز دیگر به پایان رمضان این الماس تعبد و بندگی که گوهر جان را صیقل می داد بیش نمانده است. سحرهای آخرین بوی حزن میدهد. سایه سنگین ابر فراقِ میهمانی خداوند در حال نزدیک شدن است.بساط سبز و عطر آگین مونس رعنا و دوست داشتنی یک ماهه که مژده‌ رحمت های خداوند را بشارت میداد درحال جمع شدن می‌باشد. سفره میهمانی آرام آرام برچیده می شود و خیمه امن و صفابخش بزم ملکوتیِ افطارها درحضور حضرت دوست و ملائک جمع میگردد و چه دردناک است غربت حزن انگیز و فراق غمبار سحرهای روح بخش که خدا دوستان بفرمان رب خود قبل از مرغان سحر زبان به ثنای حضرتش می گشودند.

دریغا چه دلپذیر سحرهایی که بازار داغ عفو خداوندی و فضای پر رونق آشتی با آفریدگار سپری گردید.

 

 درد فراق را با امید غفران و آمرزش گناهان التیام می‌بخشیم و چشم در انتظار پیآمدهای رمضان و برکات آن گشاده می داریم و آن را به پایانه‌اش که خداوند سبحان برای مسلمانان عید مقرر فرمودند پیوند میزنیم و سپاسش را بجا می آوریم و برهمه مسلمانان جهان این ودیعه آسمانی را تبریک میگوییم.

      حاج حسن پورشبانان


 
زندگی...
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

 به‌نام جان آفرین

زندگی چیست؟

زندگیشوری پایان ناپذیر، غوغایی تا بیکران‌ها، نهری خروشان که هرگز نایستد و خشک نشود ، گاهی مواج و زمانی آرام، دلپذیر و روحبخش و گاهی گل آلود و حزن آور ، گهی بر وفق مراد، همراه و دل انگیز، تسلیم و بکام دل و زمانی بی هدف، نا آرام ، تند و خشن ، لختی بستر آرام قایق‌ها و گاهی گرداب وحشتناک.

زندگی کوهی از غم ها ، بیابان لایتناهی آمال وآرزوها،کویر رنج و دردها ، آن کس که آن را شناخت و قصد از آن را دریافت خوشبخت و آن کس که آن را عبث انگاشت و هدف آن را نیافت ناموفق ، بی هدف و نهایتاً زیانکارش خواند.

حاج حسن پورشبانان

 


 
مناجات نامه
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

 مناجات استاد

پروردگارا بریده باد دستم که بسوی تو برنمی‌دارم و تو را آنسان که باید نمی خوانم و از تو استجابت دعایم را نمی‌طلبم و نعمت‌های افزون تو را تمنا نمی‌کنم و فردا که در این خاک خفتم روز حسرت و ندامت من خواهد بود و من هرگز دیگر نتوانم که اجابت تو را بدست آورم و آن زمان است که بر امروزم حسرت میخورم و دستم کوتاه بوده از فرصتی که به من دادی استفاده کنم و تو را بخوانم و به ‌تو دست یابم.

پروردگارا برمن ببخشای گناهم را که بسیار قصور کردم و بسیار کوتاهی نمودم، دست دعا بسو یت دراز ننمودم و تو را آنچنانکه شایسته است نیایش نکردم. تو به من نعمت عطا نمودی و من شکر آن بجا نیاوردم. زرق وبرق دنیوی مرا غافل کرد و آنچه که خواستم همه برای زندگی دنیایم بود. من بسیار جاهل بودم و آنچنانکه می‌توانستم بسوی تو نیامدم و تو را فراموش کردم و آنچنانکه باید تو را نخواندم.

پروردگارا اگر مرا نبخشایی در روز قیامت چه کنم  که روسیاهم؟ به کجا روی آورم که بجز تو فریاد رسی نیست؟

پروردگارامی دانم که غفلت از من است و بزرگواری از تو، تو بزرگواری بنما و غفلتم  را بر من ببخشایی و توفیقم عنایت بفرما که تو را آنچنانکه شایسته‌ تو است بخوانم و آنچنانکه شایسته‌ خداوندیت است عبادت کنم.

پروردگارامن تو را سجده می کنم درحالیکه تو را نمی‌شناسم و تو را درنیافتم. به من قدرت درک شناخت خودت را عنایت فرما تا تو را با درک و فهمی کامل عبادت کنم.من بنده‌ای هستم که اشرف مخلوقاتش خوانده ودرخلقت او "فتبارک اله احسن الخالقین" فرموده‌ای . ولی من آنچه که وظیفه دارم بجا نیاوردم.  روزی خاک زمین مرا خواهد بلعید و درمیان خاک جای خواهم گرفت و زمانی برانگیخته خواهم شد و درآن زمان باید جوابگوی نعمتهای تو باشم و چگونه توانم جواب گویم؟درحالیکه غرق درنعمت‌هایت بودم و ندانستم ، تو قدرت فهم و درک به من عنایت کردی ولی من آن را بکار نگرفتم. من ماندم و گناهانم، من ماندم و تنهائیم ، من ماندم و آنچه که برای دنیایم اندوختم.

پروردگارا در قعر زمین چه کسی است که بفریادمن برسد؟ کما اینکه در روی زمین هم کسی فریادرس من جز تو نیست. اگرقدرتی که به من داده‌ای و می توانم راه بروم، می توانم حرف بزنم و می توانم زندگیم را اداره کنم از من بگیری اگرنعمت سلامت را ازمن بگیری زندگان دیگر حتی به من نظر نمی کنند چه آنکه بفریاد من رسند! این زندگی دنیای من است که من با آن دلخوش هستم و این رفتار افرادی است که من آنها را دوست دارم و به آنها دل می‌بندم و بخاطر آنها زندگیم را تباه می‌کنم. این خصلت انسان است که انسانی را تا زمانیکه شاداب است و می‌رود و می‌آید و می تواند یک شخص محرکی باشد دوست می دارند.

پروردگارا زمانیکه قسمتی از قدرت‌ها و نعمت‌هایی را که تو داده‌ای از من بگیری هیچ و پوچ خواهم شد و بندگان تو دیگر مرا دوست نخواهند داشت و به من نظر نخواهند کرد و آنگاه زمانی فرا می رسد که من تنهای تنها خواهم بود. من تنها خواهم بود با تمام اعمالی که برای صحنه‌ آخرتم انجام داده‌ام و با تمام اعمالی که برای رضای تو انجام داده‌ام و آنگاه می دانم که اعمال شایسته‌ام بسیار اندک و ناچیز خواهد بود و در مقابل‌ گناهانم و اعمال خلافم بسیار زیاد و من چه کنم در مقابل گناهانم و چه کنم در مقابل تو که شرمنده‌ام و دست نیاز بسوی چه کسی دراز کنم که اعمال نیکو به من قرض دهد؟ آنگاه چگونه فریاد بزنم که من کمبود دارم و من رضای خدا را کم دارم ؟ چه کسی می تواند به من کمک کند؟

خداوندا غفلتم را بر من ببخشای و مرا یاری ده تا بتوانم رضای تو را بدست آورم تا در زمان تنهایی یاورم باشی.

خداونداآگاهم و با وجود آگاهی به آنچه که باید عمل نمی‌کنم! این آگاهی را تو به من داده‌ای و من با غفلتم آن را نادیده می گیرم و به آن عمل نمی کنم. پس تو قدرت درک به من عنایت کن ، پس تو قدرت فهم به من عنایت کن و آن نعمت‌هایی را که داده‌ای برمن افزون فرما. مرا به راه راست هدایت فرما و در راه رضای خودت یاریم نما.

خداونداجز تو فریاد رسی نیست و تنها تو هستی که درتنهاییم مرا یاد میکنی و در گرفتاریم بکمکم می‌آیی و گرفتاریم را برطرف میکنی، درهنگام ضعیفی مرا قوت می‌بخشی و درهنگام بیماری شفا عنایت میکنی .

خداوندا توهستی که هر وقت و هر کجا و در هر موقعیت تو را بخوانم اجابتم می‌کنی . پس اکنون نیز مرا اجابت فرما و به من قدرت بدست آوردن رضایتت را عنایت فرما.

خداوندا ما را تنها مگذار که ما جز تو کسی را نداریم.

خداوندا تو هستی که بربندگانت ترحم می‌کنی و تو هستی که گناهانمان را می بخشی و نادیده میگیری .

خداونداتو میدانی که بندگانت دستی تهی دارند و هیچ ندارند که درمقابل گناهانشان کفاره بدهند. قدرت بیان و زبان را تو بما عطا کردی و تنها برلب آوردن توبه را کفاره‌ گناهان قرار دادی و تو چه خداوند بزرگی هستی و ما نمی دانیم و نمی توانیم درک کنیم.

خداوندااین همه لطف توست و این همه بزرگی توست و تو عظیم تر و بزرگوارتر از آن هستی که ما بنتوانیم تورا با آن عظمتها یاد کنیم. تنها ازتو می خواهیم که گناهانمان را ببخشی و ما را در راه مستقیم خودت هدایت بفرمایی آن راهی که رضایت تو درآن است و ما را سرفراز و مفتخر به روز محشر و روز حساب و درمقابل بندگان پاکت به محشر آوری و این آرزوی بسیار بزرگی‌است و این خواست بسیار عظیمی ‌است ولی برای تو که خداوندی با این همه عظمت هستی بسیار آسان است که حاجت ما را برآوری که خود چنین وعده بما فرمودی.

حاج حسن پورشبانان

 


 
فزت و رب الکعبه
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

به‌نام جان آفرین

فردا نوزدهم رمضان مصادف با سالروز ضربت خوردن حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بزرگترین پیشوای شیعیان جهان ، ابر مرد تاریخ، سمبل و اسوه یگانه پرستی، عدالت، آزادی، انسانیت ، صداقت ،پاکدامنی و تقوی  و به قول دکتر علی شریعتی رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداستها و زیباییهاست.در این شبها از سوی مردمی جاهل و با شمشیر ابن ملجم مرادی فرق مبارک علی(ع) شکافته شد. تنها رهبری که وقتی اسم او به زبان می آید، در نظر همه مردم جهان حتی غیرمسلمانان جهان بیش از همیشه مظلومیت و عدالت خواهی ایشان متجلی می گردد .تشکیل هیئت‌های گوناگون به نام امیرالمؤمنین(ع) رسیدگی به ایتام در جامعه، توجه به محرومین ودستگیری از مستمندان و... بخشی از سیره ها و روش های آن حضرت است که مردم به عشق و تبعیت از سیره و روش و رفتار و کردار آن بزرگوار در زندگی خود انجام می‌دهند. انشاءا... دراین روزها و شب‌های عزیز ما را از دعای خیرخود محروم نسازید.


 
امید
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

به‌نام جان آفرین 

امید؛ در انتظار تحقق خواسته‌ای بودن.

امید؛ پیوندی نامرئی از بود تا نبود.

امید؛ باوری برای تداوم زندگی.

امید؛ اگرتحقق پذیرد زندگی مطلوب است.

امید؛ رهیدن از تاریکی و گذشتن از طوفان.

امید؛ پنداشتی درسرچشمه بهترین‌ها و انگاشتی دراوج باورها.

امید؛ روح خوشبختی و ارتباط بین حال و آینده.

امید؛ نوری به موازات زندگی و به وسعت یک عمر.

امید؛ حایلی بین خوشبختی و ناباوری.

امید؛ تحریک همت ، انگیختن احساس ، پروردن عاطفه.

امید؛مکتوم در دل، باور درجان و انتظار در روح.

امید؛ رخشندگی و تلولو انوار ازدور دستها تا همین جا.

امید؛شهدی ممدود، تصوری متجسم و انجامی متشکل.

امید؛اگر به رحمت خداوند باشد ایده آل است و والایی امید به اعلایی آن خواهد بود

 

       حاج حسن پورشبانان


 
خوشبختی
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

به‌نام جان آفرین

خوشبختی چیست ؟

خوشبختی بهره‌گیری از همه مواهب و امکانات زندگی بگونه‌ای که تدبیر کننده‌اش توصیه فرموده است.

خوشبختی دریافت نور از لابلای پرده‌های ضخیم ناکامیها و خواهش های نفسانی ، انتخاب و تعقیب مسیر تا دستیابی به منبع روشنایی و قرار گرفتن درحریم رحمت و رضایت خداوندی.

خوشبختی احساس رضایت و ابراز بندگی و تسلیم دربرابر اراده‌ و مشیت خداوند است.

خوشبختی ایجاد آرامش درونی و غنای روحی است.

خوشبختی نوای دلنشینی‌است درنهاد که از هر نسیم جانبخشی لطیف تر، روح پرورتر ، معطر و صفابخش تراست.

خوشبختی آهنگی ملایم از جانب کمال ، لباسی زیبا برقامت زندگی و سروشی فرحناک بهرخاکیان، شهدی فراتر از انگبین و شرابی همچون سلسبیل .

خوشبختی ارمغان یک زندگی سالم ، بهره‌ی راه انبیاء و میوه درخت توحید.

                                              حاج حسن پورشبانان


 
رمضان ماه ضیافت الله ...
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

 به‌نام جان آفرین

رمضان ماه ضیافت الله است. دراین ماه مهمان خداوندیم و شب قدر سفره‌ی این ضیافت است. علیرغم آنکه می گوئیم ماه مبارک رمضان ولی آیا تبرک آنرا درک کرده ایم ؟ و چگونه است که یک ماه مبارک می شود و دارای فضائل خاصی می گردد؟ و اما برای حضور دریک میهمانی تعویض و نظافت جسمانی می کنیم و مهمتر از آن نیاز به یک دعوت رسمی داریم.آیا چه کسی می تواند این دعوت را از سوی پروردگار دریافت نماید و وارد این میهمانی شود و بهره‌ی خویش را بردارد؟ آیا آنقدر بخداوند نزدیک شده ایم که مار را برای این میهمانی دعوت کرده باشد؟ یا اینکه مانند مهمانی هستیم  که بدون دعوت وارد خانه‌ای می شود و بدون استقبال و بهره‌مندی از آن ضیافت ‌، خسته و خمود وبدون بدرقه بخانه‌ی خود برمی گردد؟

آیا استفاده از شب قدر چگونه است؟

آیا ماه رمضان را چگونه باید بپایان رسانید؟ واین برداشت ازرمضان صحیح است که درپایان روحمان خسته و جسم مان ناتوان گردیده باشد؟

قرآن کریم دراین ماه شریف بربندگان نازل گردیده و این یکی ازرحمت های بسیارعظیم پروردگار عالم است بسوی بندگانش.

بگیریم آمار کسانی را که درماه رمضان قرآن می خوانند و قرآن را ختم می کنند و بارهاو بارها تکرار می کنند ولی ایکاش باطن افراد را می دیدیم که چند درصد این افراد تغییر کرده اند و آیات قرآن چه اندازه برروح آنها اثر گذاشته ؟به باطن خود برگردیم و ازخویشتن خویش سوال کنیم درراستای فرامین الهی چه کرده ایم؟ و چه کرده ایم درراستای رضایت خداوند؟

آری سفره‌ الهی باز است ، رحمت و نعمت های الهی جاریست ، خداکند که به هدر دهنده‌ی نعمتهایش نباشیم و با پا وارد این سفره نشویم و همه چیز را به هدر ندهیم و ازبین نبریم بدون اینکه ذره‌ای استفاده کرده باشیم .

خداوندا ؛ چه کنیم که غافلیم !؟ چه کنیم که چشمانمان بروی نوربسته شده ؟

از اعماق وجودمان ناله برداریم که خداوندا؛ مارا ازاین غفلت و اززندان نفسمان نجات ده.

ما را از این ضلالت رهایی بخش تا زیبایی نور را احساس کنیم، نه مانند خفاشی که ازنور فرار می کند و به تاریکی پناه می‌برد.

خداوندا ؛ درماندگی چه دردناک است و بیچارگی چه اندوه‌بار و ندانستن چه حسر‌ت‌بار ، جهالت چه بارسنگینی است بردوشمان و غفلت چه پوشش نامناسبی است برقامتمان.

    حاج حسن پورشبانان