خدیجه کبری ام المومنین
ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.
نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧

هوالبصیر

 

  

حضرت علی(ع)‌فرمودند:

آن کس که در عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران بازماند،

و کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آن چه که از دست رود اندوهگین نباشد،

و کسی که شمشیر ستم برکشد با آن کشته شود،

و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد،

و هر کس خود را در گرداب های بلا افکند غرق گردد،

و هر کس به جاهای بدنام قدم گذاشت متهم گردید.

و کسی که زیاد سخن می گوید زیاد هم اشتباه دارد،

و هر کس که زیاد اشتباه کرد، شرم و حیای او اندک است،‌

و آن که شرم او اندک،‌ پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود،

و کسی که پرهیزکاری او اندک است دلش مرده،

و آن که دلش مرده باشد در آتش جهنم سقوط خواهد کرد.

و آن کس که زشتی های مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد، سپس همان زشتی ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعی است.

قناعت، مالی است که پایان نیابد،

و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است،‌

و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب می‌آید جز به ضرورت سخن نگوید. (حکمت 349)




نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧

هوالخالق

 

درمسلخ عشق جز نکو را نکشند    روبه صفتان زشتخو را نکشند

 

در آن روزگاران که بنای زیستن بر روی زمین و آبادانی آن شکل می‌گرفت، فرزندان آدم یعنی هابیل و قابیل به قربانی گوسپند در محضر خداوند تحت آزمایش قرار گرفتند. هابیل بهترین و فربه‌ترین گوسپند را به پیشگاه آفریننده‌ی خویش تقدیم و همانا قربانیش پذیرفته می‌شود و نیز خود قربانی این ارادت و بندگی و مغضوب قابیل و شومی حسادت برادر گردید.

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَاَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ اِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن اَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَاَقْتُلَنَّکَ قَالَ اِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

پذیرفته شدن گوسپند هابیل و قربانی شدن او به پای تعهدش نه تنها پایان این سیره‌ی مبارک نگردید که اساس آن سنت الهی مستحکم گردید و همواره در دوران‌های دیگر به انواع و اشکال گوناگون ادامه داشت...

تا آن زمان که خلیل خدا، آن بت‌شکن بی‌محابا و بی‌نظیر زمان، فرمان ذبح اسماعیل را به خواب دریافت می‌کند، آن فرزانه‌ی موحد و آن پیامبر با صلابت و مطیع محض، آستین بر قربانی فرزند بالا می‌زند و سینه‌ی مالامال از مهر فرزند برومندش را که پدر را در تجدید بنای بیت عشق و حرم امن الهی یاری نموده بود، با شرح صدر همراه کرد و گردن به امر خداوند و کارد به گردن اسماعیل فرو گذاشت تا ذبحش نماید و اینچنین در راستای توحید بنای یکتا پرستی و خدا خواهی را تا ملکوت اعلی بلند و رفیع می‌سازد.

اینچنین ابراهیم (ع) شگفتی می‌آفریند که مفتخر به لقب خلیل الهی می‌گردد.

روند و راه خلیل خدا را فرزند پیامبر خاتم، زاده‌ی زهرای بتول و پرورده‌ی حیدر کرار، سیّد الشهداء حضرت حسین ابن علی (ع)، با جانبازی و قربانی عزیزترین پاره‌های تنش چون علی اکبر، علی اصغر، عباس، قاسم، عون، جعفر ...و... اعلی‌ترین مرتبه عاشقی و زیباترین  شیوه‌ی عشقبازی را به همه جهانیان و برای همیشه تاریخ به نمایش می‌گذارد.

و عید قربان یادآور ارائه خالصانه‌ترین نوع بندگی از سوی ابراهیمِ خلیل و همه‌ی قربانی‌های راه دوست و آموزنده‌ترین شیوه‌ی بندگی و دلدادگی می‌باشد.

لذا این ارزشمند‌ترین عید را به همه مسلمانان عالم تهنیت گفته، از پیشگاه رب‌الارباب و گرداننده‌ی چرخ گردون و خالق هستی بخش مسئلت می‌نماییم راهیِ راه پیامبران و ائمه اطهارمان بفرماید. ان‌شاءالله

 

حاج حسن پورشبانان




نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧

هوالبصیر

 

 

 

آن دوست
که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از گریه نیاساید چشم
ما را ز برای دیدنش باید چشم
ور دوست نبیند
به چه کار آید چشم

 

::.. ابوالحسن خَرقانی ..::




نویسنده: خادمین حضرت خدیجه - شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧

یاالله یاالله

...

خداوندا، بارالها، آفریدگارا،

تو رحمانی و رحیمی، کریمی و سمیعی و بصیری،

ای خالق یکتا و ای آفریدگاری که آسمانها و زمین و آنچه در آسمانها و زمین است تو آفریده‌ای،

ای خدایی که بندگان با شعورت را، در مقابل خلقت و عظمتت، در تحیر و شگفتی فرو گذاشته‌ای،

ای خالق عرش و کرسی، ای خالق لوح و قلم،

ای خدایی که آگاهی به ضمیر و ای خدایی که پناه می‌دهی به فقیر.

خداوندا، ای خالقی که افتادگان را دستگیری و بی‌پناهان را پناهی،

خداوندا، تو خالقی هستی که در خلقت کائنات، نیازی به مشورت با دیگران نداری.

در مخلوقات، قدرت و عظمتت متجلی است.

تو را می‌پرستیم، تو را می‌پرستیم که خالق مایی.

خداوندا، برای لقمه نانی تشبث دیگران نمودیم، سر در پیشگاه دیگران فرو آوردیم، در حالی که تو خالق مایی،

تو ما را از عدم آفریدی، تو روزی دهنده و رازق مایی و خود فرمودی:«من بر خود فرض کردم، هر کجا باشید روزی شما را عطا کنم» و من درک مطلب ننمودم.

تو فرمودی: خدای تو «هُوَ الاوَّلُ وَالاخِر-هُوَ الظَّاهِرُ وَالْباطِن»، خدای تو خدای اول و آخر است. خدایی جز او نیست. و من چه بسا خدایگانی را در کنار تو قرار دادم و تو را رها کردم،

از سجده‌ای در مقابل تو روی برگردانیده و خودداری کردم، ولی به راحتی دست دیگران را بوسیدم، در مقابل دیگران خم شدم و بر پای آنان افتادم و اظهار می‌کردم اول خدا و بعد تو، اما اگر چاره‌ای بود، می‌گفتم: اول تو، بعد خدا و این شیوه‌ی من بود در زندگی، من تو را در نیافتم،

من تو را نشناختم، ای محبوب عزیز، ای مهربان، ای معبودِ یکتا،

تو که بارها دست نوازش برسر ما کشیده‌ای، تو که جانمان عطا کردی، عزتمان بخشیدی، تو را نشناختم و تو را درک نکردم، پشیمانم، ندامت من، بسان خوره‌ای شده است بر جان من،

حسرت یک روز انسان زیستن در پیشگاه تو را دارم.

خداوندا به من بچشان طعم انسانیت را.

الها، پروردگارا، دست تمنا به سویت دراز کرده‌ایم، دست ما را بگیر، ما را به وادی رحمتت ببر و از نور وجود نازنینت بر قلب‌های ما بتابان، بتابان تا رها شویم، بتابان تا جدا شویم از زرق و برق این دنیا، بتابان تا تو را درک کنیم و با معرفت و شناخت تو را عبادت کنیم، آنسان که شایسته‌ای، تو را بپرستیم، آنچنان که لایقی، تو را ستایش کنیم که تو سزاوار بهترین حمد و ثناها می‌باشی. «آمین یا رب العالمین».

و

 

:::الهی شکراً کثیراً،کثیراً،کثیرا:::

 

:::حاج حسن پورشبانان:::




.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهم نیست که قفلها دست کیست! مهم این است که همه‌ کلیدهادست‌ خداست
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
  RSS 2.0