خدیجه کبری ام المومنین

ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم
 
پر کنم شکر آسمان و زمین
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یا هو

 

عشق تو مست و کف زنانم کرد

مستم و بیخودم، چه دانم کرد

غوره بودم کنون شدم انگور

خویشتن را ترش نتانم کرد

شِکرینست یارحلوایی

مشت حلوا در این دهانم کرد

تا گشاد او دکان حلوایی

خانهام برد و بیدکانم کرد

خلق گوید چنان نمیباید

من نبودم چنین، چنانم کرد

اولا خم شکست و سرکه بریخت

نوحه کردم که او زیانم کرد

صد خم می به جای آن یک خم

درخورم داد و شادمانم کرد

در تنور بلا و فتنه خویش

پخته و سرخ رو چو نانم کرد

چون زلیخا ز غم شدم من پیر

کرد یوسف دعا، جوانم کرد

میپریدم ز دست او چون تیر

دست در من زد و کمانم کرد

پر کنم شکر آسمان و زمین

چون زمین بودم، آسمانم کرد

از ره کهکشان گذشت دلم

زان سوی کهکشان، کشانم کرد

نردبانها و بامها دیدم

فارغ از بام و نردبانم کرد

چون جهان پر شد از حکایت من

در جهان همچوجان، نهانم کرد

چون مرا نرم یافت همچوزبان

چون زبان زود، ترجمانم کرد

چون زبان متصل به دل بودم

راز دل یک به یک بیانم کرد

چون زبانم گرفت خونریزی

همچو شمشیر در میانم کرد

بس کن ای دل که در بیان ناید

آن چه آن یار مهربانم کرد

 

 

- این پست مخاطب خاص دارد...


 
چراغ دل موحدان
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یا هو

 

خداوندا، آفریدگارا،

ای خالقی که هستی را تو موجب گردیده‌ای،

و ای خدایی که حیات را تو بخشیده ای،

ای معبود یکتا و ای خدای آسمان‌ها و ای رازق و ای ولی نعمت،

ای خدایی که جانمان عطا کردی،

ای خدایی که روزیمان می‌بخشی،

و ای خالقی که می‌خندانی و می‌گریانی،

ای معبودی که دوستانت را عزت می‌دهی و دشمنانت را خوار و ذلیل می‌گردانی؛

خداوندا، تویی که خلق می‌کنی، سپس می‌میرانی و باز زنده می‌گردانی و به حساب‌ها رسیدگی می‌فرمایی.

ای خالقی که یادت معراج دل‌ها و نامت روشنی بخش جان‌هاست.

عارفان را وجد آید چون نامت را بر زبان آورند.

ای خداوند عزیز و ای مهربان‌ترین مهربانان،

ای خدایی که کلامت دل‌های خسته را درمان و طبیب درد دردمندان است.

ای عزیزی که مهرت چراغ دل موحدان است.

دلمان را به نور هدایت و رحمت خود روشن کن، دل تاریک و زنگار بسته ما را روشن کن.

تا کی در غفلت به سر بریم و به سوی تو نیاییم؛ تا کی تو را نشناسیم؟

الهی دستمان را بگیر؛ ای لطیف، ای مهربان و ای رئوف، ای انیس دل‌های بیمار و تنها، خداوندا، تو را می‌ستاییم که سزاوار ستایشی.

خداوندا، پروردگارا، دست تمنا به سویت دراز نموده‌ایم، دست ما را بگیر و از شهد حلم و علمت به جان ما بریز و جام عشق و علاقه ما را به شراب عاشقانه‌ات لبریز کن و ما را معرفتی عطا کن تا از روی شعور و معرفت تو را عبادت کنیم.

خداوندا، چنان عنایت بفرما تا از روی شناخت، آنچنان که سزاواری تو را بپرستیم.

ای معبود یگانه و ای خالق بی‌همتا.

 

آمین یا رب العالمین

حاج حسن پورشبانان