خدیجه کبری ام المومنین

ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم
 
سعدی
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو


دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

 

ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست

روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است

 

کاکل از بالا نشینی رتبه‌ای پیدا نکرد

زلف از افتادگی لایق مشک و عنبر است

 

شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می‌کنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

 

آهن و فولاد هر دو از یک کوره می‌آید برون

آن یکی شمشیر بران، دیگری نعل خر است

 

کره اسب از نجابت در تعاقب می‌رود

کره خر از خریت پیش پیش مادر است

 

سعدیا عیب خودت گو و مگو عیب کسی

هر که گوید عیب خود او از همه بالاتر است


 
وفــــادار برفـــت
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت


"وحشی بافقی"