خدیجه کبری ام المومنین

ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.
 
آخرین سحرهای عفو خداوندی
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

افسوس چند روز دیگر به پایان رمضان این الماس تعبد و بندگی که گوهر جان را صیقل می‌داد بیش نمانده است. سحرهای آخرین بوی حزن می‌دهد. سایه سنگین ابر فراقِ میهمانی خداوند در حال نزدیک شدن است. بساط سبز و عطرآگین مونس رعنا و دوست داشتنی یک ماهه که مژده‌ رحمت‌های خداوند را بشارت میداد در حال جمع شدن می‌باشد. سفره میهمانی آرام آرام برچیده می‌شود و خیمه‌ امن و صفابخش بزم ملکوتیِ افطارها درحضور حضرت دوست و ملائک جمع می‌گردد و چه دردناک است غربت حزن انگیز و فراق غمبار سحرهای روح‌بخش که خدادوستان بفرمان ربِ خود قبل از مرغان سحر زبان به ثنای حضرتش می‌گشودند.

دریغا چه دلپذیر سحرهایی که بازار داغ عفو خداوندی و فضای پر رونق آشتی با آفریدگار سپری گردید. 

درد فراق را با امید غفران و آمرزش گناهان التیام می‌بخشیم و چشم در انتظار پیآمدهای رمضان و برکات آن گشاده می‌داریم و آن را به پایانه‌اش که خداوند سبحان برای مسلمانان عید مقرر فرمودند پیوند می‌زنیم و سپاسش را بجا می‌آوریم و بر همه مسلمانان جهان این ودیعه آسمانی را تبریک می‌گوییم.

 

حاج حسن پورشبانان

 


 
خواجه عبدالله انصاری
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

الهی؛ بر عجز و بیچارگی خود گواهم و از لطف و عنایت تو آگاهم؛ خواست، خواست توست، من چه خواهم؟

الهی؛ چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم.

الهی؛ همه می‌ترسند که فردا چه خواهد شد و عبدالله می‌ترسد که دی چه رفت.

الهی؛ اگر چه گناه من افزون است، اما عفو تو از حد بیرون است.

الهی؛ اگر مجرمم، مسلمانم و اگر بد کرده‌ام پشیمانم.

الهی؛ اگر کاسنی تلخ است، از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است، از دوستان است.

الهی؛ اگر چه شب فراق تاریک است، دل خوش دارم که صبح وصال نزدیک است.

 

     عاشق چو دل از وجود خود برگیرد      

اندر دو جهان دو زلف دلبر گیرد

     بالله که عجب نباشد ار دلبر او      

او را به کمال لطف در بر گیرد