خدیجه کبری ام المومنین

ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.
 
سلام بر مفسر کبیر توحید
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

سلام بر حسین بن علی(ع) مفسر کبیر توحید و منادی با صلابت لا اله الا الله.

سلام بر حسین بن علی(ع) مدرس مکتب عشقبازی و عشق و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع) مقتدای آزادگی و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع) قائد حماسه‌ی شورانگیز کربلا.

و سلام بر دوستداران راه حضرت حق و همراهان حضرت سید الشهداء، از کبوتر پر و بال به خون نشسته‌ی علی اصغر تا پیر فرزانه حبیب بن مظاهر.

 دشتی مملو از خوشه‌های گندم  را در نظر بگیرید. در بین‌ آن همه خوشه‌ی گندم، خوشه‌ای از همه کشیده‌تر، رعناتر و زیباتر است که باعث جلب توجه بینندگان می‌شود. اما این خوشه گندم با همه زیبایی و جلب توجهی که دارد، ثمره‌ی آن همان هفتاد عدد دانه‌ی گندم است. چراکه برای دانه‌ی گندم اینگونه تعریف شده تا برای رشد و نمو خود از آب، خاک و نور خورشید استفاده کند و در هر حال هفتاد دانه گندم به بار بیاورد.

خداوند نیز برای انسان‌ها هدفی از کمال و رشد را قرار داده است؛

 تا با نور ایمان،

                 خاک معرفت و

                                   آب چشمه‌ی زلال اخلاص خود را به کمال رساند.

ولی تفاوت انسان‌ها در این است که هیچ محدودیتی در رشد و ثمره‌ی آنها نیست.

یعنی هر چقدر تلاش، کوشش و حرکت رو به جلو انجام دهند، راه بیش از پیش باز شده و دریچه‌های رحمت الهی گشوده‌تر می‌شود. پس چه بسیارند افرادی که در این مسیر گام نهادند و با دیدن درهای رحمت الهی تشنه‌تر شده و گام‌ها و قدم‌هایشان را رو به جلو استوارتر و محکم‌تر برداشتند.

 درود و رحمت الهی بر رهروان و دوستداران این راه از حضرت جرجیس نبی(ع) تا سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا (ع) و اصحاب وفادارش.

 

حاج حسن پورشبانان

 

 


 
ابوسعید ابوالخیر(4)
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳ : توسط : خادمین حضرت خدیجه کبری (س)

یاهو

 

شیخ ابوسعید، یکبار به طوس رسید،
مردمان از شیخ خواستند که بر منبر رود و وعظ گوید .
شیخ پذیرفت .
مجلس را آراستند و منبرى بزرگ ساختند.
از هر سو مردم مى آمدند و در جایى مى نشستند .
 چون شیخ بر منبر شد، کسى قرآن خواند.
جمعیت ، همچنان ازدحام مى کردند تا آن که دیگر جایى براى نشستن نبود.
شیخ همچنان بر منبر نشسته بود و آماده سخن .
 کسى برخاست و فریاد برآورد:
خدایش بیامرزد هر کسى را که از جاى خود برخیزد و یک گام فراتر آید .
شیخ چون این بشنید، گفت :
و صلى الله على محمد و آله اجمعین .
و از منبر فرود آمد .
گفتند: یا شیخ !
جمعیت از دور و نزدیک آمده اند تا سخن تو بشنوند؛ تو ترک منبر مى گویى ؟
گفت : هر چه ما مى خواستیم که بگوییم و آنچه پیامبران گفتند،
همه را آن مرد به صداى بلند گفت .
مگر جز این است که همه کتب آسمانى و رسالت پیامبران و سخن واعظان ،
براى این است که مردم ، یک گام پیش نهند؟
آن روز، بیش از این نگفت ...