به‌نام جان آفرین

 

باده بیار ساقیا تا که به می وضو کنم

مست خدا شوم نخست پس به نماز رو کنم

 

کوزه گران چو عاقبت از سر من سبو کنند

بهر شراب عشق حق خود سر خود سبو کنم

 

بویی از آن شراب اگر وقت نماز بشنوم

رو چو به قبله آورم عطر بهشت بو کنم

 

چیست بهشت و عطر آن بوی خدا رسد ازآن

مست خدای چون شوم کارخدا نکو کنم

 

گر نرسد به جام دست یا به سبو رسد شکست

باده ز خم بدم کشم در دهن و گلو کنم

 

باده بود چو جان مرا گر نرسد روان مرا

غوطه زنم درون خم تن بروان فرو کنم

 

سر چو ز می تهی شود نیست بجز کدوی خشک

من به یکی کدوی می چاره این کدو کنم

 

گر نکشم شراب او پس به چه خوشدلی زیم

گر نکنم حدیث او پس به چه گفتگو کنم

 

کفتر مست او منم بر سر دست او منم

زان به نشاط بیخودی بقو بقو بقو کنم

 

در ازلم شراب داد جام الست ناب داد

باز کشم از آن شراب مستی کهنه نو کنم

 

گر ز طبیب عاشقان مرهم لطفی آیدم

زخم هزارساله را در نفسی رفو کنم

 

سر نکشم زهمرهان پا بکشم زگمرهان

پشت کنم به دشمنان جانب دوست رو کنم

 

چند به هرجهت دَوَم سخره این و آن شوم

سوی حبیب خود روم رو بروی او کنم

 

بس که مرا ز خویش راند بس که به سینه ریش ماند

فیض بیا زقهر او روی به لطف او کنم

 

ملا محسن فیض کاشانی

 

 

 

فایل دانلود با دکلمه استاد حاج حسن پورشبانان

 

دانلود

 



  • تک بـــاکس | خوب تـــریــــن ها