خدیجه کبری ام المومنین
ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.

هوالطیف

 

بگذار سر به سینه‌ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده‌ی سر درکمند را

بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویمت

اندوه چیست! عشق کدام است! غم کجاست!

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آنچنان که اگر بینمت بکام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من.

تو آسمان آبی و آرام و روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره‌های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه‌ی شراب

بیمار خنده‌های توام بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی گرم‌تر بتاب

 

 

زنده‌یاد فریدون مشیری

[ پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ خادمین حضرت خدیجه کبری (س) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهم نیست که قفلها دست کیست! مهم این است که همه‌ کلیدهادست‌ خداست
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
  RSS 2.0