خدیجه کبری ام المومنین
ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.

یا خیر الرازقین

 

روزی شیوانا عارف بزرگ به در منزل یکی از مریدان جدیدش که از وضع مالی خوبی برخوردار بود رفت و سبدی بزرگ پر از لباس و خوردنی را مقابل او گذاشت و به او گفت:

در همسایگی تو، سر کوچه، زنی بیوه با چند بچه یتیم زندگی می‌کنند. آنها هر شب امیدوارند تا تو به عنوان ثروتمند محله کمکی به آنها بنمایی و دستشان را بگیری! چون شنیده‌اند که تازگی به جلسات درس شیوانا می‌آیی، امیدوارتر شده‌اند. این سبد خوردنی و پوشیدنی را به اسم خودت و با دست خودت به آنها بده. مگذار تا در دهکده شایع شود که شاگردان شیوانا قبل و بعد از اینکه درس معرفت می‌آموزند فرقی نمی‌کنند.

مرید ثروتمند به محض شنیدن این جمله به خود آمد، بلافاصله پا برهنه سبد را  از  روی زمین برداشت و در حالی که از شرم می‌گریست، به سراغ زن بیوه و فرزندانش رفت.

می‌گویند از آن روز به بعد مرید جدید دیگر به سراغ درس‌های استاد نیامد و وقت و ثروت خود را صرف کمک به دیگران نمود.

تعدادی از شاگردان نزد شیوانا او را به خاطر عدم حضور در کلاس‌های استاد سرزنش کردند.

اما شیوانا تبسمی کرد و گفت:

او دیگر نیازی به درس‌های شیوانا ندارد. در واقع شیوانا چیزی دیگری ندارد به  او بگوید. او تمام راز کائنات را به یکباره درک کرد و اکنون باشناختنی مستقیم و بدون واسطه، شیوانا با دل او تماس می‌گیرد.

 

[ یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ خادمین حضرت خدیجه کبری (س) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهم نیست که قفلها دست کیست! مهم این است که همه‌ کلیدهادست‌ خداست
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
  RSS 2.0