یاهو

مردی از بایزید بسطامی پرسید و گفت:
هرگز چیزی حجاب عارفو پروردگار تواند شد؟
بایزید گفت:
ای بیچاره آنکه خود حجاب خویشتن است،
چه چیزی حجاب او خواهد شد؟
و گفت :

زاهد راستین آن است که چون در او بنگری هیبت او تو را بگیرد
و چون از او جدا شوی،
کار او بر تو سهل آید.
و عارف آنست که چون در اوبنگری هیبت او تو را بگیرد
و چون از او جدا شوی همچنان در هیبت او باشی .
وگفت :

خوشا کسی که او را یک همت است
و دل خویش را بدان چهچشمانشان می‌بیند
و گوش هاشان می‌شنود مشغول نمی‌کند.
هر که خدای راشناخت، از هر چه او را از حق باز دارد، کناره گیرد .
بایزید گفت:

نزد عاشقان، بهشت را حظی نیست،
که اهالی عشق، بهخاطر عشق خویش از بهشت، در حجاب‌اند.