یاهو

سخن گفتن از حضرت خدیجه کبری ام المومنین(س) هم سهل است و هم صعب! چرا که کدام مسلمان است که نام این بانوی بزرگوار و حکایت ایثار بی‌مانند او و تأثیر آن در احداث، ابقاء و اقامه دین و اسلام را نشنیده باشد؟! و دشوار است چون با شخصیتی عظیم روبرو هستیم که مات و مبهوت عظمت و جلال اوئیم.

براستی با این زبان الکن چگونه می‌توان کمال و جلالش را بیان نمود، بزرگ بانوئی که هرگاه جبرئیل امین بر پیامبر نازل می‌شد، عرض می‌نمود یا رسول الله حاجتی دارم:

"سلام من و پروردگارت را به خدیجه(س) برسان!"

 و حضرت خدیجه(س) در کمال ادب می فرمود:

" اِنَّ رَبی هُوَ السَلام وَ مِنهُ السَلام و اِلَیه السَلام".

البته که هر کسی از دیدگاهِ تحلیل شخصیت‌های اسلام با عظمت این بانو روبرو می‌شود، اولین چیزی که چشم او را خیره می‌نماید ایثار بی‌مانند آن بزرگوار است.

 

و گوئی این خدیجه است که می‌گوید:

 

دار و ندار خویش را در ره یار باختم                 

    بدین امید کز کرم تا بکند به دل قرار

 

می‌دانید که همه خیره به ایثار آن بانو هستند(که واقعاً هم خیره کننده است)، می‌بینیم آن همه ثروت را با شیدایی نثار و ایثار می‌کند. در لحظه اولین ازدواج با پیامبر اکرم(ص) دار و ندار خویش را به پیامبر می‌بخشد. چندان که پیامبر فرمودند: ثروتی به مانند ثروت خدیجه برای من مفید فایده نیفتاد. برای من  یعنی  برای اسلام  یعنی برای احیای دین که پیامبر همه را خرج کرد.

بانویی که روزگاری بر سر او کنیزکان از پر طاووس سایبان می گسترانیدند، قصرها داشت و خانه‌ها، با آن‌ همه حشمت و ثروت کارش به جایی رسید که سه سال در شعب ابی‌طالب میان یک دره سنگلاخ در آن آفتاب سوزان حجاز و عربستان حتی لقمه نانی هم نداشت که بخورد و سایبانی که بیارامد.!

پس آیا شخص دیگری‌ غیر از حضرت خدیجه‌ کبری (س) را می‌شناسید که‌ با عشقی‌ آتشین‌، مهر و ایمانیاستوار بی ‌آن‌ که‌ اندک‌ تردیدی‌ به‌ دل‌راه‌ دهد یا ذره‌ای‌ از باورش‌ بهبزرگداشت‌ همیشگی‌ خدا و پیغمبر بکاهد،دعوت‌ دین‌ را از غار حرا پذیراشود.

 

 

خادمین حضرت خدیجه کبری(س)، سالروز وفات

مهربان یار و یاور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیکو مادر مومنان

حضرت خدیجه کبری(علیها السلام)

را به تمامی مسلمین تسلیت می‌گویند.