بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مِمَّن هَدَینَا وَ اجتَبَینَا اِذا تُتلَی عَلَیهِم ءَایتُ الرَّحمنِ خَرَّوا سُجداً وَ بُکِیّا

... و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم . آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتاد، درحالی که سجده می کردند و گریان بودند.

 

                                                          سوره مبارکه مریم آیه ۵۸

   دوستان عزیز

....انجام هرعبادتی نهایتاً به پرستش و قرب به خداوند هستی بخش و بی همتا ختم میگردد و با تحقیق و تعیین در مورد اساس تعبد، زیر بنای عبودیت و بنیان پرستش کردگار عالم، دربرپا داشتن نماز است و بدین خاطر  است که نماز از آغازین لحظات بیداری، سپیده دم تا آخرین لحظات بیداری و هوشیاری(قبل از خواب شبانگاهی ) درپنج نوبت سفارش گردیده است. برخی از اوامر الهی، تاکیدات و سفارشات قرآنی در برپایی نماز بدین قرار است:

((اِنَّ الصَّلوةَ کانَت عَلَی المُومِنِینَ کِتابَاً مَوقُوتا ))

((همانا نماز برای مومنین و اهل ایمان واجب گردید.)) با اوقات معین و عتاب و سرزنش آنانکه نماز را کوچک پندارند چنین است:

فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُم عَن صَلوتِهِم ساهُونَ الَّذِینَ هُم یُراءُون

پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند، همان کسانی که ریا می کنند.

((ما سَلَکَکُم فِی سَقَر قالُوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلِّین))

چه چیز باعث شد شما را به عذاب دوزخ درافکنند؟ گفتند: از نمازگزاران نبودیم، اهل نماز نبودیم.

موارد ذکر شده حکایت از جایگاه بسیار بسیار رفیع و با اهمیت این فریضه مینماید.

کتاب زبان نیایش و شهد عبادت / حاج حسن پورشبانان

لذا با توجه به اهمیت نماز، تصمیم گرفتیم مطالبی کامل و ارزشمند را از کتاب زبان نیایش و شهد عبادت نوشته‌ی استاد حاج حسن پورشبانان که مشتمل بر یادآوریهای سازنده، هشدار دهنده و شوق انگیز می‌باشد همراه با سجده‌های بعد از نماز که حلاوت عبادت را درظرف دل ما می ریزد و از نشئه‌ی عبودیت خالصانه سرمست می‌سازد، خدمت دوستان عزیز و خوانندگان گرامی تقدیم نماییم. امید است که بعد از هر نماز و دراین سجده‌ها ما را نیز از دعای خود بهره‌مند سازید.

گر فروشند بصد جان نفسی، صحبت دوست 

بخر ای جانِ عزیزم، که نکو ارزان است

رسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند:

نماز مانند چشمه زلال آب گرمی‌است که بر در هر خانه‌ای روان باشد و صاحب منزل پنج نوبت در آن خود را بشوید پس معلوم است برچنین کسی چرک باقی نخواهد ماند. بنابراین با پنج نوبت نماز درشبانه روز خداوند لغزش‌ها را از آدمی می‌زداید و روح او را پاکیزه می سازد. همچنین آن حجت خدا و خواجه دو عالم فرمودند: که نماز نور چشم من است. اگر نماز پذیرفته شد همه‌ی اعمال نیکوی شما پذیرفته می شود و اگر نماز پذیرفته نشد هیچ یک از اعمال نیکوی شما پذیرفته نخواهد شد.  

سرآغاز سخن 

در پی عبادت، تعبد، بندگی و ستایش خالقمان و آفریدگار بی همتا آن کس که نامش آرام بخش دلها و یاد و راهش تجلی بخش همه‌ی زیبایی‌هاست دو سجده بجا می آوریم، چرا که سجده بیانگر، اذعان به بزرگی خالق و ناچیزی مخلوق در برابر این عظمت می باشد. سجده اذعان به نازل و پست بودن جایگاه خود و عظیم و باشکوه بودن مقام آفریدگار است. سجده تبلور زیبا و درخشان تسلیم ، بندگی و اظهار عجز و اعلان نیاز به درگاه باریتعالی است. درسجده اول حمد و ثنای و جود نازنین و با عظمتش و درسجده دوم شکر نعمتهایشان را ، باشد که از این رهگذر توشه‌ای برگیریم و در آن روز بزرگ، درآن روزی که بدنبال ذره‌ا‌‌ی عمل نیکو می گردیم ، همچون گوهری تابناک در پرونده‌ی ما بدرخشد و باعث شود ما که حمد خدایمان را گفته‌ایم؛ ما که شکر نعمتهایش را بجا آورده‌ایم؛ ما که از روی خضوع و خشوع درپیشگاهش سر بر خاک نهاده‌ایم، مورد تفقد و لطف و رحمت حضرتشان قرار گیریم و درمقابل دوستان و دشمنان پروردگار مان، شرمسار و شرمگین نگردیم.

  «ان‌شاء الله»

سجده اول (حمدوثنای الهی)  

خداوندا،آفریدگارا، ای خالقی که، هستی را تو موجب گردیده‌ای و ای خدایی که حیات را، تو بخشیده‌ای، ای معبود یکتا و ای خدای آسمانها و ای رازق و ای ولی نعمت، ای خدایی که جانمان عطا کردی؛ای خدایی که روزیمان می‌بخشی و ای خالقی  که می خندانی و می گریانی؛ ای معبودی که دوستانت را عزت می دهی و دشمنانت را خوار و ذلیل می گردانی؛ خداوندا، تویی که خلق می کنی، سپس می میرانی و باز زنده می گردانی و به حسابها رسیدگی می فرمایی. ای خدایی که یادت معراج دلها و نامت روشنی بخش جانهاست."عارفان را وجد آید چون نامت را بر زبان آورند." ای خداوند عزیز و ای مهربان ترین مهربانان، ای خدایی که کلامت دلهای خسته را درمان و طبیب درد دردمندان است. ای عزیزی که مهرت چراغ دل موحدان است. دلمان را به نور هدایت و رحمت خود روشن کن، دل تاریک و زنگار بسته‌ی ما را روشن کن.تا کی درغفلت به سر بریم و به سوی تو نیاییم؛تا کی تو را نشناسیم؟ و نعمت هایت را استفاده کنیم و ولی نعمت خود را نشناسیم؟الهی دستمان را بگیر؛ای لطیف؛ ای مهربان و ای رئوف؛ای انیس دلهای بیمار و تنها،خداوندا، تو را می ستاییم که سزاوار ستایشی. خداوندا، پروردگارا، دست تمنّا به سویت دراز نموده‌ایم دست ما را بگیر و از شهد حلم و علمت به جان ما بریز و جام عشق و علاقه‌ی ما را به شراب عاشقانه‌ات لبریز کن و ما را معرفتی عطا کن تا از روی شعور و معرفت تو را عبادت کنیم. خداوندا،چنان عنایت بفرما تا از روی شناخت، آنچنان که سزاواری تو را بپرستیم. ای معبود یگانه و ای خالق بی همتا. 

                                              «آمین یا رب العالمین»

سجده دوم(شکر نعمتهای خداوند)

[الهی شکراً کثیراً،کثیراً،کثیرا]، خداوندا شکر به پاس همه نعمتهایی که به ما ارزانی داشته‌ای. در راس همه‌ی نعمتها آنکه عقل و شعورمان عطا فرمودی. خداوندا، انسانمان آفریدی، اشرف مخلوقاتمان نامیدی و دربین سایر مخلوقات، عزیز و مکرممان فرمودی. از روح پاک و مقدّست ای یکتا و ای یگانه در وجود ما قرار دادی و ما را جانشین خودت خواندی.خداوندا کیست که این دُرّ گرانبها را بشناسد؟و کیست که بر آن قیمت نهد این فضل بی نهایتت را؟ کیست که سپاس گوید و قدر بشناسد؟ من قدر نعمت ندانستم؛ من شکر نعمت بجا نیاوردم؛من امانت دار خوبی نبودم؛ من در امانت خیانت کردم، آن روح پاک را به بیراهه بردم و آلوده‌اش نمودم. ای ولی نعمت، ای کسی که جانم دادی؛ای کسی که روزی‌ام عطا کردی؛ ای کسی که عزّتم بخشیدی؛ من بسیار کفر پیشه‌ام. خداوندا، نعمتهایت را استفاده کردم و ناسپاسی نمودم. رویم سیاه باد، باز نافرمانی کردم.

«سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش     

نگردد گر زنندصد نوبتش سنگ»

تو نعمت دادی و من گناه کردم. تو دست نوازش بر سرم کشیدی و من نافرمانی کردم. تو احسان کردی و من روی برگردانیدم و من بسیار کفران پیشه‌ام. من به دنبال شیطان ، دشمن آباء و اجدادم ، این رانده شده از درگاهت رفتم.تو شیطان را بخاطر آدم از درگاهت دور کردی و او با پدران ما و با ما دشمنی کرده است و من او را پیروی کردم.او مرا به دنبال خود فرا خواند و به دنبال خود کشید و به دام خود اسیرم کرد.و اوقات شیرین زندگیم را که می بایستی به پای شمعِ نام وجود عزیزت صرف نموده و پربارمی کردم و می سوختم،مرا به بیراهه‌ها برد و در دام مذلت، مرا رها کرد.اوقات عمر من به بطالت سپری گشت. لذائذ دنیوی را نزد من بزرگ جلوه‌گر کرد و مرا مشغول و سرگرم آن لذائذ نمود،حال به خود آمده‌ام؛ حال که آفتاب عمرم درحال غروب کردن است؛ حال که خورشید هستی‌ام درحال فرونشستن است؛ حال که نفسها - تک تک – می آید؛ حال که – بوی گورستان – به مشامم می رسد؛ حال که دعوت می شوم از سوی دیار خاموشان، هیچ توشه‌ی راهی ندارم؛ هیچ کار نیکی نکردم تا درعرصات عرضه نمایم. من مانده‌ام با گناهانم، من مانده‌ام با ندامتم، من مانده‌ام با حسرتهایم.

 

کتاب زبان نیایش و شهد عبادت / حاج حسن پورشبانان