یاهو


دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

 

ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست

روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است

 

کاکل از بالا نشینی رتبه‌ای پیدا نکرد

زلف از افتادگی لایق مشک و عنبر است

 

شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می‌کنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

 

آهن و فولاد هر دو از یک کوره می‌آید برون

آن یکی شمشیر بران، دیگری نعل خر است

 

کره اسب از نجابت در تعاقب می‌رود

کره خر از خریت پیش پیش مادر است

 

سعدیا عیب خودت گو و مگو عیب کسی

هر که گوید عیب خود او از همه بالاتر است