یاهو

زمستان سرآمد، از فرود سرما و یخبندان خبری نیست، سردی نماند و برفی فرو نخواهد ریخت، مانده های برف ها هم در حال  ذوب شدنند، دشت بفرش سبزه مزین شد و شاخساران به برگ و گل، پیله شکسته شود و پروانه بال و پر زنان نزد گل آید و رقصد بسی!

فصل تازگی ها آغاز شود، زمین شاداب و هوا مسرت بار، شور و شعف و نشاط حاکم بر طبیعت و جایگزین خمودگی و سردی ها شود تا آنجا که سایه مبارکش بر سراسباب و وسائل منزل هم بیفتد.

بازار خانه تکانی گرم و تنور خرید و تدارک عید داغ داغ گردد و من یکسال پیرشدم، پیرتر از پیش شدم کهنه و فرتوت شدم. دشت وجودم خسته تر از پیش شده، همچون ترک های زمین های بایر چین و چروک صورتم را پُرکرده و سرو قامتم خمیده و پژمرده تر شده.

مهمتر از همه دلم را چه کنم که سیاه و همچون سنگ شده. پس بر آن شدم خانه دل را گرد گیری کنم، رُفت و روبی نمایم و خانه تکانی کنم. آنرا خراب خراب یافتم. ویرانه ای بیش نبود ظرفی غبار گرفته سرریز از زشتی ها، حسادت، کینه، بدخواهی، کفران، تهمت، غیبت، سخن چینی، افترا و بازی با آبروی دیگران، آبروئی که سال ها با خون دل تحصیل گردیده.

استهزاء و به سخره کشیدن دیگران، تنفر از خویشتن سراسر وجودم را فرا گرفت، همه وجودم فریاد گردید آیا حق داشتی دیگران را گنه کار و خویشتن را پاک بدانی، آیا مگر حاکم دیگران بودی که مقصرشان بدانی و محکومشان نمایی و خود را مبری و بالاتر؟ مگر نه اینست که فقط خداوند آگاه است چه کسی گنه کار و چه کسی پاک است؟ پس من چه کاره بودم؟ آئینه دلم دیگر پاک شدنی نیست و ظرفش ماهیت خود را از دست داده، عصیان و طغّیان مرا به ورطه هلاک کشانده است .

سالها خانه و سرپناهمان را تمیزکردیم، آذین بستیم، تحولاتی در آن ایجاد کردیم و نوروز را عهد گرفتیم امّا از خانه دل غافل گشتیم  دل فریاد میزند مرا طاهر کن، همانگونه که آلوده ام نمودی پاکم کن، زنگار از من بردار نهیبش زدم چگونه؟ ندایم کرد برخیز، برخیز دلی را که شکستی آباد کن، مالی را که به حرام خوردی جبران کن! آنرا که سرزنش نمودی دلجوئی کن! آبروئی را که ریختی تامین کن! دروغی را که گفتی استغفار کن! تهمتی را که زدی عذرخواهی کن! نسبتی را که به ناحق دادی اصلاح کن، برخیز، برخیز شاید عید دیگری بیاید و نباشی! و شاید هم فردا دیر باشد! برخیز شاید فرصتی نباشد و موفق به گردگیری و خانه تکانی دل نشوی!

برخیز، برخیز شاید این آخرین فرصت از سوی خداوند مهربانت باشد تا مشمول رحمتش قرار گیری، برخیز برخیز ...

 

حاج حسن پورشبانان