خدیجه کبری ام المومنین
ما نیامده‌ایم خرابه های زمین را بسازیم، آمده‌ایم تا خرابه های دل را بنا نماییم.

یاهو

 

شیخ ابوسعید، یکبار به طوس رسید،
مردمان از شیخ خواستند که بر منبر رود و وعظ گوید .
شیخ پذیرفت .
مجلس را آراستند و منبرى بزرگ ساختند.
از هر سو مردم مى آمدند و در جایى مى نشستند .
 چون شیخ بر منبر شد، کسى قرآن خواند.
جمعیت ، همچنان ازدحام مى کردند تا آن که دیگر جایى براى نشستن نبود.
شیخ همچنان بر منبر نشسته بود و آماده سخن .
 کسى برخاست و فریاد برآورد:
خدایش بیامرزد هر کسى را که از جاى خود برخیزد و یک گام فراتر آید .
شیخ چون این بشنید، گفت :
و صلى الله على محمد و آله اجمعین .
و از منبر فرود آمد .
گفتند: یا شیخ !
جمعیت از دور و نزدیک آمده اند تا سخن تو بشنوند؛ تو ترک منبر مى گویى ؟
گفت : هر چه ما مى خواستیم که بگوییم و آنچه پیامبران گفتند،
همه را آن مرد به صداى بلند گفت .
مگر جز این است که همه کتب آسمانى و رسالت پیامبران و سخن واعظان ،
براى این است که مردم ، یک گام پیش نهند؟
آن روز، بیش از این نگفت ...

 

 

[ یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٩:٤٢ ‎ق.ظ ] [ خادمین حضرت خدیجه کبری (س) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهم نیست که قفلها دست کیست! مهم این است که همه‌ کلیدهادست‌ خداست
لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
  RSS 2.0