به‌نام الله مهرگستر مهربان

omolmomenin

سلام بر حسین بن علی(ع)، مفسر کبیر توحید و منادی با صلابت لااله الاالله.

سلام بر حسین بن علی(ع)، مدرس مکتب عشقبازی و عشق و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع)، مقتدای آزادگی و دلدادگی.

سلام بر حسین بن علی(ع) ،قائد حماسه‌ی شور انگیز کربلا.

و سلام بر دوستداران راه حضرت حق و همراهان حضرت سید الشهداء، از کبوتر پر و بال به خون نشسته‌ی علی اصغر تا پیر فرزانه حبیب بن مظاهر.

بی‌شک واقعه‌ی عاشورا و آن حرکت عظیم سالار شهیدان حضرت سید الشهداء(ع) و یاران باوفایش بهترین الگوی نورانیت برای رشد و تعالی همه‌ی ابناء بشر است. حرکت امام حسین(ع) در آن برهه‌ از تاریخ دارای ابعاد ظاهری و معنوی بسیاریست که در مورد آن مطالب و کتاب‌های فراوانی نوشته شده اما بسیاری از ابعاد ظاهری این واقعه و همچنین بسیاری از موضوعات و حرکت‌های آن به درستی تحلیل نشده و یا همراه با تحریف و خرافات بیان گردیده است. عاشورا همچون غنچه‌ای است که در بوستان تاریخ بشریت خواهد شکفت و الگویی برای مسیر رشد و تعالی مردان و زنان پاک خواهد شد. روش و حرکتی که امام حسین(ع) انتخاب نمودند، بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم بود. اگر باطن این حرکت به درستی بررسی گردد، اسرار و مطالب بسیار عمیقی در آن نهفته است که در هر عصر و زمانه‌ای می‌تواند روح جامعه را تحت تاثیر قرار داده و یک نیرو و جنبش تازه‌ای در وجود انسان ایجاد ‌کند. صدها سال از آن روز می‌گذرد ولی بشریت همچنان در اول وصف آن حرکت باقی‌ مانده و اسرار آن همچنان نهفته است. در زمانه‌ای که یزید حکومت رعب و وحشت ایجاد کرده بود و به‌نام اسلام و با چماق تکفیر، اسلام را لگدکوب می‌کرد، دست به سینه‌ها و مزدوران یزید هر کسی را که از او انتقاد می‌کرد و دم از اسلام می‌زد، خفه می‌کردند. زنان در کاخ یزید به رقاصی و فحشا مشغول بودند و فراموش کرده بودند که روزگاری نه چندان دور زنده به گور می‌شدند.

حضرت سیدالشهداء(ع) می‌دیدند که طنین وحی در حال خاموش شدن است و خدمات مسلمانان صدر اسلام و فداکاری‌های پدر و جد بزرگوارش و سایر انبیاء به فراموشی سپرده شده است. ایشان که در مکتب قرآن درس آموخته بود و آموزگارانش پیامبر بزرگ اسلام و حضرت علی(ع) بودند، نمی‌توانست سکوت کند و شاهد نابودی اسلام باشد. ایشان می‌دانست که خداوند فرموده‌اند : وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ. بعضی از مردم غیر خدا را در کنار خدا قرار می‌دهند و آن را همانند خدا دوست دارند. در حالیکه افرادی که دارای ایمان واقعی هستند، نهایت محبت و عشق را به الله دارند. بنابراین ایشان خداوند را با چشم بصیرت می‌دید. نور الله را می‌دید و گوش به فرمان الله بود. می‌دانست و درک کرده بود که در مأموریتی بزرگ است و این مأموریت روزی بشریت را هدایت خواهد کرد. امام حسین(ع) ثانیه‌ها را درک می‌کرد و می‌دانست که کم و زیاد شدن این ثانیه‌ها در حیاتش تاثیری ندارند،‌ بلکه چگونه گذراندن این ثانیه‌ها برایش مهم بود. می‌دید در گردونه‌ای قرار دارد که همه‌ی مخلوقات ذی‌شعور و باشعور از ملائک، جن و آدم او را می‌بینند. امام حسین(ع) شهرت و فرزند را وسیله‌ی رسیدن به الله می‌دید و برای او راحت بود که  علی اکبرش را به میدان بفرستد. چراکه جان، فرزند و همه‌ی اهل‌بیت خود را وسیله‌ی تقرب به الله می‌دانست. برای امام حسین(ع) راحت بود که خواهر بزرگوارش حضرت زینب کبری(س) را به اسارت بفرستد. نه اینکه امام حسین(ع) احساس نداشت، محبت نداشت یا فرزند و اهل بیتش را دوست نمی‌داشت. البته که دوست داشت،‌ اما همه‌ی اینها را وسیله‌ی تقرب به الله می‌دید. ما تقرب امام حسین(ع) را درک نمی‌کنیم و فهم این حرکت برای ما مشکل است. چراکه ما می‌گوییم بچه‌ام را برای نماز صبح صدا نزنم که دیشب دیر خوابیده است. امام حسین(ع) از ابتدا که در دامان حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) پرورش یافت تا لحظه‌ای که سر از تن مبارکش جدا گردید، یادگرفته بود که همواره راضی به رضای الله باشد. کلام انسان در وصف حسین(ع) و یاران فداکارش نمی‌گنجد و این در شأن ملائک است که بگویند: "فتبارک الله احسن الخالقین" و امام حسین(ع) به راستی که مظهر عشق و یک اشرف مخلوقات بود.

حاج حسن پورشبانان