به‌نام جان آفرین

فلسفه و شناخت مرگ

(قسمت چهارم )

ادامه‌ی مطلب فلسفه و شناخت مرگ....

انسان برای درک بهتر فلسفه‌ی مرگ می‌بایست به تأمل و تفکّر بیشتر نسبت به آفرینش و خلقت ابتدایی جهان هستی و آنچه که در آن وجود دارد پرداخته، تا از این طریق به حکمت و عظمت آفریدگار آن پی‌ ببرد و دیگر از شنیدن نام مرگ دچار هراس و اضطراب نگردد. چراکه خداوند نیز انسان را همواره به تفکّر و تأمل در آفرینش جهان خلقت دعوت فرموده‌اند.

آیا انسان تا به حال به این موضوع فکر کرده است که ابتدای خلقت از کجا آغاز شده و این جهان با عظمت چگونه پدید آمده است؟ ستاره‌ها که از عجائب و شگفتی خلقت هستند، کی، کجا، و بر چه معیاری خلق شده‌اند؟ خورشیدِ با این عظمت که میلیونها سال روشنائی بخش کره‌ی زمین بوده و دائماً در درون آن انفجارات اتمی شکل می‌گیرد، توسط چه کسی خلق شده است؟ این کره‌ی آتشین که با سرعت ۹۷۳۰۰۰هزار کیلومتر در ساعت  به دور کهکشان چرخیده و بعد از گذشت ۲۲۵ میلیون سال، به مکان اوّلیه در مدار حرکت خود می‌رسد [این زمان که خورشید یک بار به دور کهکشان می‌چرخد و حدود ۲۲۵میلیون سال به طول می انجامد، برابر با یک سال کیهانی است]، بر چه معیار و اساسی خلق شده است؟و حقیقتاً خالق این همه شگفتی چه منظوری در خلقت آنها داشته است؟

در گذشته که بسیاری از کوته فکری‌ها و خرافات بر عقل و احساسات مردم چیره و مسلّط بود، مردم کمتر به تفکّر و تأمل در این رابطه می‌پرداختند. به طور مثال در زمان حکومت کلیسا بر مردم، وقتی گالیله صحبت از کرویّت زمین به میان آورد، همه او را طرد کردند و حتی او را تا پای چوبه‌ی دار نیز بردند.امّا امروزه با پیشرفت علم و دست‌یابی به تجهیزات فراوان علمی، دریچه‌های تازه‌ای از این عالم هستی به روی بشر گشوده شده و بشر امروزی به راحتی قادر به مشاهده‌ی این همه شگفتی و تأمل و تفکّر در آنها می‌باشد. و هر روز بیشتر از گذشته به این نکته واقف می‌گردد که آنچه را خداوند خلق نموده‌اند، از روی هوس و عدم تفکّر نبوده است و همانگونه که خود ایشان فرموده‌اند، از آفرینش این همه شگفتی، هدف و منظوری مد نظر بوده است.

(( اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَاَنَّکُمْ اِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ))

آیا فکر می‌کنید شما را از روی عبث آفریده‌ام؟

تأمل و تفکّر انسان در این شگفتی‌ها و طرح سوالات گوناگون باعث گردیده که به یافته‌ها و اکتشافات گوناگونی در علوم مختلف از قبیل اخترشناسی، فیزیک و غیره دست پیدا کند. و با کمک این علوم به تحقیق و بررسی در اجزاء کائنات، مولکول‌ها و اتم‌های تشکیل دهنده‌ی آنها پرداخته و به این واقعیت رهنمون گردیده که چه در آسمان‌ها و کهکشان‌ها و چه در اجزاء و ذرات ریز اتم‌ها تحول، دگرگونی و انتقال و نهایتاً مرگ و تبدیل شدن به اشکال دیگر وجود دارد. همچنین کشف نموده که این جهان فعلی ابتدا توده‌ای از گاز بوده که میلیاردها سال پیش در اثر انفجار شدیدی به نام Big Bang در کمتر از میلیاردیوم ثانیه به این شکل فعلی تبدیل گردیده است. دقیقاً همان مدت زمانی که خداوند درقرآن مجید می‌فرمایند:(( کُن فَیکُونُ)) باش .

همچنین انسان با کمک علوم اخترشناسی و نجوم به این نکته رسیده است که ستاره‌هایی که درحال حاضر نظاره‌گر آنها می‌باشیم، سال‌ها قبل در این مکان فعلی قرار داشته‌اند ولی به دلیل وجود فاصله‌ی زمانی بسیار زیاد، امروز قابل مشاهده برای ما هستند و در حال حاضر  این ستاره‌ها در جای دیگری از این کهکشان قرار گرفته‌اند. درست شبیه ستاره اِتا کارینا که نور و درخشش آن ۴میلیون برابر بیشتر از خورشید می‌باشد و در فاصله ۷۵۰۰هزار سال نوری از زمین قرار گرفته است. یعنی اگر انسان با سرعت نور ۳۰۰هزار کیلومتردرثانیه به سمت آن حرکت کند ۷۵۰۰ هزار سال زمان لازم است تا به این ستاره نزدیک شود. بنابراین اگر انسان این ستاره را درحال حاضر بالای سر خود رؤیت کند، نور تابیده شده از آن مربوط به ۷۵۰۰هزار سال قبل می‌باشد که اکنون به رؤیت او رسیده و این ستاره درحال حاضر درمکان دیگری از این کهکشان قرار گرفته است.

(تصویری از ابر ستاره‌ی اِتا کارینا -Eta Crina- درصورت فلکی شاه تخته)

 

                                 حاج حسن پورشبانان 

ادامه‌ این مطلب در پُست‌های آینده....