به‌نام جان آفرین

 

فلسفه و شناخت مرگ

(قسمت ششم)

 

 

ادامه‌ی مطلب فلسفه و شناخت مرگ....

...از دیگر علومی که درقرآن کریم به صراحت از آن نام برده شده است ولی دانشمندان بعد ازقرن‌ها تحقیق به آن دست یافته‌اند، پیدایش گسترش در جهان هستی می‌باشد. محققان و دانشمندان با بررسی های فراوان به این نتیجه رسیده‌اند که اگر 10 میلیون تریلیون برابر این جهان گسترش پیدا کند از جاذبه‌هایی که بین کرات و سیّارات در کهکشانها وجود دارد، کاسته می‌گردد و کائنات شروع به جمع شدن و منقبض شدن می شوند و در نهایت به شکل اولیه‌ی خود که همان حالت گازی و بی‌شکل می‌باشد، تبدیل می گردند.

این مطلب توسط پروردگار عا لم درقرآن کریم ودر سوره دخان به این شکل بیان گردیده است که:

((فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَاْتِی السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِینٍ))

 پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برمی‌آورد .

خداوند در سوره فصّلت فرموده‌اند که این جهان هستی درابتدا مخلوطی از بخار و دود بوده است، و در سوره دخان به صراحت از تبدیل و تغییر مجدد آن به شکل دود و بخار اولیه صحبت می‌کنند.  و این درحالی است که دانشمندان  این مطلب را به تازگی کشف نموده‌اند.

این مطالب و علوم در قرآن ما مسلمانان نهفته‌ است، امّا دیگران و کسانی که از این قرآن پر برکت شناخت ندارند به این علوم  دست پیدا کرده‌اند و ما مسلمانان که دارای بیست هزار نوع تفاسیر گوناگون ازقرآن هستیم، بی‌توجه از کنار آنها گذر می‌کنیم.

در این خصوص بنده برابر با آیات قرآن کریم مطلبی را عرض کرده و نکته‌ای را یادآورخواهم شد که انشاالله به یادگار خواهد ماند.

خداوند درسوره فصلت_  آیه 12 _ بعد از صحبت از آفرینش آسمان‌ها و زمین، بیان می‌فرمایند:

((فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَاَوْحَی فِی کُلِّ سَمَاء اَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ))

پس آنها را بصورت 7 آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانی کار مربوط به آن را وحی فرمود، و  آسمان این دنیا را به چراغ‌ها آذین کردیم. و آن را  نیک نگاه داشتیم، این است اندازه‌گیری آن نیرومند دانا.

 

 بعد از آنکه خداوند می‌فرمایند: در دو روز متوالی 7 طبقه آسمان را خلق کردیم و بر پا داشتیم و بر همه آسمانها امر خود را قرار دادیم. می‌فرمایند: آسمانِ زمین شما را به ستارگان زینت دادیم. ایشان در مورد  آسمان زمین کلمه سماء را به کار برده‌اند و با این تصور که اگر طبقه اوّل همان آسمان زمین باشد، می‌فرمایند ما آسمان زمین شما رابه ستارگان زینت بخشیدیم، یعنی 6 طبقه باقی مانده از آسمان اشکال دیگری داشته  و خداوند اقدامات دیگری را در آنها به انجام رسانیده‌اند.

حال که قرآن و آیات آن علناً این مطلب را بیان کرده است، چرا ما آن را عرضه نکنیم و بدنبال تحقیق در این رابطه نرویم و آنقدر صبر کنیم تا دیگران آن را کشف کرده و سپس ما بگوییم، آری در قرآن نیز چنین مطلبی بیان شده است. زمانی که خداوند چنین مطالبی را در 1400 سال پیش بیان فرموده و دانشمندان به کمک تجهیزات و علوم امروزی به آنها دست پیدا می‌کنند و مطالب قرآن با یافته‌ها و علوم امروزی مطابقت پیدا می‌کند، چرا اکثر ما انسانها بعضی از مطالب آن را نادیده و کهنه فرض می‌کنیم؟! چرا وقتی خداوند در همین قرآن می‌فرمایند این انسان نابود شدنی است و بعد ازمرگ روح او نزد ما خواهد آمد و زندگی آخرت ابدی و بهتر است ((وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى))، آن را باور نداریم؟!  چرا وقتی امر به خواندن نماز، نبردن سوءظن((بَعْضَ الظَّنِّ اِثْمٌ ))، رعایت حجاب می‌کنند  و به زنان می‌فرمایند با مرد نامحرم به نرمی و لطافت صحبت نکن و یا امر به احسان به پدر و مادر می‌کنند و می‌فرمایند حقوق زنان خود را اداء کنید و به آنها ظلم نکنید، هیچ کدام را انجام نمی‌دهیم؟! مگر ایشان همان خداوندی نیستند که در زمینه خلقت جهان هستی آن مطالب را فرموده‌اند؟ مگر ایشان نفرموده‌اند: ((وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنسَ اِلَّا لِیَعْبُدُونِ)) ما جن و انسان را خلق نکردیم، جز برای اینکه عبادت کنند. ((وَلَقَدْ ذَرَاْنَالِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالاِنسِ...)) جهنم را مهیا ساختیم برای تعداد زیادی از جن‌ها و انسان‌ها. ((لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یفْقَهُونَ بِهَا...)) کسانی که به آنها فهم، درک و عقل دادیم ولی آن را بکار نبردند. ((وَلَهُمْ اَعْینٌ لاَّ یُبْصِرُونَبِهَا...)) کسانی که به آنها چشم دادیم ولی بکار نبردند. و مگر خداوند به صراحت بیان نفرموده‌اند:

 

((لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ))

خداوند است که مالک ملک هستی می‌باشند و زنده میکند و می‌میراند و او بر هر کاری توانا می‌باشد.

 

 پس چرا با وجود حقّانیت قرآن، انسان به دستورات آن عمل نکرده و خود را از برکات آن بی‌نصیب می‌گرداند؟ قرآنی که در آن از زندگی دائمی بعد از این دنیای فانی صحبت شده و مرگ را پایان همه چیز نمی‌داند و می‌فرماید: ((بَلْ تُوْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیا)) انسان‌ها حیات و زندگی دنیا را برمی‌گزینند، درحالی که ((وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَاَبْقَی)) آخرت بهتر و ابدی می‌باشد. به همین دلیل است که انسان همواره از مرگ متنفر می‌باشد و با شنیدن نام مرگ و نام ملک مقرب درگاه الهی حضرت عزرائیل(ع) ناراحت گشته و ابرو در هم می‌کشد و  بعضاً نسبت‌های ناصواب به ایشان روا میدارد. مثلاً به یک جنایتکار لقب حضرت عزرائیل(ع) را می‌دهند درحالی که به مقام و قرب ایشان در درگاه حق تعالی بی‌توجه هستند و تصوّر نمی‌کنند که این لقاب و نسبت‌های ناصواب، هر چند کوچک در آن سو رسیدگی می‌گردد و همین خرده‌خرده‌هایِ اعمال هستند که انسان را از اصل انسانیّت دور می‌گردانند.

ای دل، تو از این جهان عجب بی‌خبری

روزان و شبان در طلب سیم و زری

سرمایه‌ی تو از این جهان یک کفن است

آنهم به گمانم ببری یا نبری

 

                                      حاج حسن پورشبانان

 

ادامه‌ی این مطلب در پُست‌های آینده....