پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

بهشت مشتاق چهار زن است: 1- مریم(س) دختر عمران 2- آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون 3- خدیجه(س) دختر خویلد و همسر رسول خدا در دنیا و آخرت 4- فاطمه(س) دختر حضرت محمد(ص).

 

حضرت خدیجه کبری(س) از بزرگترین بانوان اسلام به شمار مى‏رود. او اولین زنى‏ بود که به اسلام گروید و اولین زنى که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانى روشن بین و دور اندیش بود. با گذشت، علاقه‏مند به ‏معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به ‏اخبار آسمانى بود. و همین شرافت ‏براى او بس که همسر رسول خدا(ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.هر چه داشت در راه ‏پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام(ص) بی‌هیچ چشم داشتی انفاق کرد. او تمام اموال‏ خویش را به پیامبر(ص) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف‏ رساند. تا جایى که هنگام ارتحال، پارچه‏اى براى کفن نداشت.

ابن اسحاق جمله‏اى در شأن خدیجه دارد که گویاى همکارى و صداقت او در پیشبرد اسلام است. او مى‏گوید: «خدیجه یاور صادق‏ و با وفایى براى پیامبر(ص) بود و مصیبت‏ها در پى رحلت ‏خدیجه‏ و ابوطالب بر پیامبر(ص) سرازیر شدند.» گویا این دو، در برابر هجوم ناملایمات بر پیامبر اکرم(ص)، سدى بلند و مستحکم بودند. از این رو پیامبر اکرم(ص) سال وفات خدیجه و عمویش ابوطالب(علیهما السلام) را سال اندوه یا عام الحزن می‌نامید.

این جمله‌ی معروف که اسلام رهین اخلاق پیامبر(ص)، شمشیر على(ع)، و اموال خدیجه است از نهایت همکارى و صداقت‏ خدیجه ‏پرده بر مى‏دارد.

پیغمبر(ص) در منزلت ایشان فرموده‌اند: خدا شاهد است‏ خدیجه زنى بود که چون همه از من رو مى‏گردانیدند، او به من روى مى‏کرد، و چون همه از من مى‏گریختند، به من محبت و مهربانى مى‏کرد، و چون همه دعوت مرا تکذیب‏ مى‏کردند، به من ایمان مى‏آورد و مرا تصدیق مى‏کرد. در مشکلات‏ زندگى مرا یارى مى‏داد و با مال خود کمک مى‏کرد و غم از دلم‏ مى‏زدود.

خدیجه از کتب آسمانى آگاهى داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» مى‏گفتند. از نظر عقل و زیرکى نیز برترى فوق العاده‏اى داشت و مهمتر اینکه حتى قبل از اسلام وى را «طاهره‏» و «مبارکه‏» و «سیده زنان‏» مى‏خواندند. دیگر خصوصیت ‏خدیجه این است که او داراى شم اقتصادى و روح ‏بازرگانى بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.

سلیمان الکتانی یکی از ادبای مسیحی عرب، او را این چنین می‌ستاید: " خدیجه دوستی خود را به همسرش بخشید؛ در حالیکه احساس بخشش نمی‌کرد، بلکه احساس می‌کرد که از او محبت و دوستی می‌گیرد و همه سعادت را از او کسب می‌کند. ثروتش را به او بخشید و حال آنکه احساس نمی‌کرد که می‌بخشد، بلکه احساس او این بود که از او هدایت را که بر همه گنجهای روی زمین برتری دارد، کسب می‌کند..."

 البته سجایاى اخلاقى حضرت خدیجه(س) چنان زیاد است که قلم از بیان ‏آن ناتوان است.  پس چه مى‏توان گفت در شان کسى که مایه آرامش و تسلاى خاطر رسول‏خدا(ص) بود؟ در تاریخ مى‏خوانیم: «حضرت محمد(ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت‏هاى ایشان محزون و آزرده مى‏شدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمى‏کرد مگر یاد خدیجه، و هرگاه خدیجه را مى‏دید مسرور مى‏شد».

ذهبى مى‏گوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است، او از جمله ‏زنان کامل، عاقل، والا، پاى‏بند به دیانت و عفیف و کریم و از اهل بهشت‏ بود. پیامبر اکرم(ص) کراراً او را مدح و ثنا مى‏گفت ‏و بر سایر امهات مومنین ترجیح مى‏داد و از او بسیار تجلیل مى‏کرد. به حدى که عایشه مى‏گفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر(ص) به‏ اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر(ص) بسیار او را یاد می‌کرد.

آیا واقعا بانوئی که این چنین دوستی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گرامیداشت او را در حیات و ممات به خود اختصاص می‌دهد، شایستگی آنرا ندارد که تاریخ او را جاودان نماید و آیا شایسته نیست تا در ترویج نام او و سیره و فضائل او تلاش گردد تا از او عقیده راستین و ایمان استوار و نمونه‌های عالی را الهام بگیرند؟

 

خادمین حضرت خدیجه کبری(س)، سالروز وفات

مهربان یار و یاور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیکو مادر مومنان

حضرت خدیجه کبری(علیها السلام)

را به تمامی مسلمین تسلیت می‌گویند.