هر سوی شمع و مشعله، هر سوی بانگ و مشغله

که امشب جهان حامله، زاید جهان جاودان

و از میان همه‌ی تاریخ که پیوسته شبهایی ‌است که بر ما می‌گذرند، ناگهان شبی فرا می‌رسد که پایانش سپیده دمی است و سپس طلوع خورشید. در آن شب باران فرشته می‌بارد و چه جهل زشتی‌ است در زیر این باران بودن و تن و جان را با آن نَشُستن. بر آن شب هزار ماه ‌و هزار سال سلام باد.

:::دکتر علی شریعتی:::